انواع تحلیل در بورس | تحلیل گری در بازار بورس

چگونه وارد بورس شویم

آشنایی با انواع تحلیل در بازار بورس

 

قبل از اینکه به صورت عمیق وارد این بحث شویم به صورت مروری آنچه را که تا الان در زمینه شناخت بازار بورس و نحوه ورود به آن یاد گرفته اید را بررسی می کنیم:

در بخش اول با یک موضوع بسیار کلی نسبت به بازار بورس آشنا شدید.

موضوعی که بررسی شد سرمایه گذاری بود که در آن جایگاه سرمایه گذاری در میان انواع مشاغل،  انواع بازارهای سرمایه گذاری در ایران و مختصری از هرکدام از بازارها را یاد گرفتید.

در ادامه به صورت اختصاصی به معرفی بازار بورس پرداختیم و سازوکار تاریخچه آن و انواع بازارهای بورس را در ایران بررسی کردیم.

یک سری اصطلاحات مهم بود که با توجه به اینکه به محض وارد شدن به این حوزه آنها را زیاد می دیدید و در تحلیل ها یا صحبت های دیگران می شنیدید آنها را هم بررسی و تعریف کردیم.

  در ادامه شما را با سازوکار سیستم های معاملات آنلاین کارگزاری ها آشنا کردیم و در حد کارهای ضروری که باید با این سامانه ها انجام بدهید مطالبی گفته شد.

سپس به معرفی وب سایت های مرتبط با بازار بورس پرداختیم و منحصرا وب سایت مدیریت فناوری بورس تهران یا tsetmc را مورد  بررسی دقیق تر قراردادیم.

 

نحوه انتخاب سهام شرکت های بورسی

در این مرحله شما تا حد زیادی با بازار بورس آشنا شده اید و نحوه خرید و فروش سهام را یاد گرفته اید.

اما چیزی که هنوز راجع به آن صحبتی نشده است این است که سهام را چجوری انتخاب کنید؟

یعنی از میان این همه شرکت بورسی چگونه یک سهم را انتخاب کنیم که نسبت به رشد آن در آینده خوشبین باشیم؟ شاید این یکی از اساسی ترین سوالاتی است که ضمن وارد شدن به بازار بورس باید از خودتان بپرسید.

جواب این سوال برای خیلی ها، خیلی ساده است.

جواب این دسته این است:

از دیگران می پرسیم.

 

حالا سوال بعدی که پیش می آید این است که اولا تا کی از دیگران می پرسی و ثانیا چقدر به این دیگران اعتماد دارید؟

و ثالثا روش های سرمایه گذاری برای هر کسی متفاوت است آیا این دیگران که شما از او سوال می پرسید چقدر با شما و روحیات ریسک پذیری شما آشناست که بتواند یک سهم خوب معرفی کند؟

واقعیت این است که اگر به امید دیگران وارد بازار بورس می شوید و خودتان هرگز نمی خواهید دست به انتخاب سهم بزنید بهتر است هرچه سریعتر کار را رها کنید چون ضرر کمتری متوجه تان خواهدشد.

در این بازار باید متکی به خودتان باشید.

از دیگران مشورت بگیرید اسم سهم هم بپرسید ولی در نهایت با تحلیل و تصمیم خودتان وارد معامله سهم شوید.

اما این کار چگونه امکان پذیر است؟

این چیزی است که در ادامه به آن می پردازیم «تحلیل گری در بازار بورس»

 

تحلیل گری در بازار بورس

من می خواهم شما از همان ابتدا متکی به خودتان باشید و با تصمیم خودتان در بازار، سهم انتخاب کنید.

پس اینکه شما چگونه از بین سهام مختلف در بازار، یکی یا چند تایی را برای خرید انتخاب کنید با نام تحلیل گری در بازار بورس شناخته می شود.

در این بخش می خواهیم ابتدا با انواع مختلف تحلیل ها آشنا شویم و سپس در ادامه به بررسی هرکدام از آنها بپردازیم.

پس صبور باشید و در ادامه  با من همراه باشید تا به یک قسمت جذاب و شیرین در معامله گری برسیم.

 

انواع تحلیل در بورس

برای اینکه  وارد حوزه تحلیل شوید دو روش رایج وجود دارد که شامل:

 – تحلیل بنیادی یا فاندافنتال

 – تحلیل فنی یا تکنیکال

 

در تحلیل بنیادی شما بیشتر به دنبال شناخت ارزش ذاتی و واقعی شرکت هستید و اطلاعات مربوط به میزان تولید و فروش، هزینه ها، مالیات، بازار فروش و موضوعاتی از این دسته برای شما مهم خواهد بود.

در تحلیل تکنیکال شما با نمودار قیمتی سهم سروکار دارید و با ابزارهایی سعی در پیداکردن روند آینده قیمت سهم خواهید بود.

در این روش اصلا به این کاری ندارید که شرکت مورد بحث سود و زیانش چی بوده، چی تولید کرده یا کجا می فروشد.

 

همین که نمودار قیمتی سهم را ببیند دیگر خیلی برایتان مهم نیست که شرکت مربوط به آن، یک شرکت پتروشیمی است یا خودرو سازی.

شما می توانید از روی نمودار قیمت تشخیص دهید که آینده قیمتی سهم به کجا خواهد رفت.

 

اگر بخواهیم کمی بیشتر راجع به تحلیل بنیادی و تکنیکال صحبت کنیم و مقایسه هایی بین این دو نوع تحلیل انجام بدهیم تا اینکه در نهایت یکی از آنها را برای روش کاری خودمان انتخاب کنیم به ادامه مطلب توجه کنید:

 

تحلیل بنیادی

هدف اصلی یک تحلیل گر بنیادی ایناست که ارزش ذاتی سهم را پیداکند و آن را با ارزش بازاری آن مقایسه کند و اگر ارزش ذاتی پایین تر از ارزش بازاری بود سهم را برای خرید مناسب تشخیص دهد در غیر اینصورت می گوید سهم برای خرید ارزنده نیست.

اما اینجا دو اصطلاح جدید به گوشتان خورد یکی ارزش ذاتی است و دیگری ارزش بازاری.

به تعریف این دو اصطلاح دقت کنید:

 

ارزش بازاری و ارزش ذاتی

ارزش بازاری یک سهم یعنی قیمتی که همین الان سهم با آن در بازار معامله می شود.

اما ارزش ذاتی یعنی فارغ از معاملات الان بازار، این سهم به صورت واقعی چقدر ارزش دارد.

مثلا ممکن است سهمی الان در بازار ۸۰۰ تومان معامله شود و ارزش ذاتی آن ۳۰۰ تومان باشد این ارزش ذاتی براساس بررسی دقیق و موشکافانه شرکت و تولیدات و سود و زیان آن بدست آمده است و بیانگر ارزش واقعی یک سهم است.

اگر یادتان باشد در فصل دوم اصطلاحی داشتیم به نام «ارزش اسمی» که امیدوارم یادتان مانده باشد.

آنجا گفتیم که ارزش اسمی هر سهم ۱۰۰ تومان تعیین می شود و برای همه سهام هم ثابت است.

پس تا حالا باید این را متوجه شده باشید که فرضا برای سهم شرکت الف، می توان سه تا قیمت متصور شد:

یکی قیمت اسمی است که برابر با ۱۰۰ تومان است.

دیگری قیمت بازاری است که عرضه و تقاضا در بازار آن را تعیین می کند.

و دیگری قیمت ذاتی است که تحلیل گر بنیادی بر اساس محاسبات خود آن را بدست می آورد.

همان طور که گفتیم تحلیل گر بنیادی به دنبال یافتن ارزش ذاتی یک سهم است اما این نکته را دقت کنید که ارزش ذاتی یک سهم، رقمی نیست که مورد توافق همه بازار باشد و احساس کنید که خیلی راحت و سیستماتیک می توان این رقم را بدست آورد.

خیر این طور نیست و گاها تحلیل گر بنیادی هم براساس مفروضات و معلومات خود در بازار در تعیین قیمت می تواند دچار اشتباه شود.

اصلا بسیار اتفاق می افتد که دو تحلیل گر ارزش ذاتی یک شرکت را کاملا مغایر با همدیگر محاسبه می کنند یکی ارزش ذاتی را بالای قیمت بازار بدست آورده است در حالی که دیگری آن را پایین تر از قیمت بازار محاسبه کرده است.

تا بحث در مورد تحلیل بنیادی داغ است این نکته را اضافه کنم که برای اینکه یک تحلیل بنیادی مناسب از وضعیت شرکت بدست بیاورید لازم است که شرایط اقتصاد جهانی و منطقه ای و داخلی محصول تولید شده را ارزیابی کنید.

در مورد مدیریت شرکت و ترکیب سهامداران آن اطلاعات مناسب کسب کنید و گزارش های مالی شرکت را با دقت مشاهده کنید و خلاصه تمام جزئیات مربوط به یک شرکت را بدانید.

 

مقایسه بین تحلیل تکنیکال و بنیادی

حالا در ادامه می خواهیم مقایسه ای بین این دو تحلیل داشته باشیم تا در نهایت بتوانیم تصمیم بگیریم که در بازار از کدام یک از این تحلیل ها استفاده کنیم.

اولین تفاوت بین این دو تحلیل همان طور که قبلا گفته شد این است که تحلیل گر بنیادی بدنبال یافتن شناخت کمی و ارزش ذاتی سهم است در حالی که تحلیل گر تکنیکال صرفا به دنبال یافتن تغییرات قیمتی و گاها تغییرات حجمی در معاملات سهم است.

تحلیل گر بنیادی معتقد است که تمام فاکتورهای کیفی و کمی موثر بر قیمت سهم را باید جستجو کنند و تاثیر آنها بر قیمت سهم را ارزیابی کنند.

مثلا تغییرات نرخ تورم، شرایط اقتصادی کشور، وضعیت تحریم ها،نرخ سود بانکی و … .

اما یک تحلیل گر تکنیکال معتقد است که تمامی موارد ذکرشده در نمودار قیمت سهم وجود دارد و اصلا لزومی به بررسی آنها خارج از نمودار سهم وجود ندارد.

 

تفاوت دیگری که وجود دارد این است که یادگیری تحلیل بنیادی نیاز به زمان خیلی زیادی دارد اما در عوض تحلیل تکنیکال را می توان خیلی سریع یاد گرفت و از آن برای تحلیل سهام استفاده کرد.

 

نکته دیگر اینکه تحلیل بنیادی یک سهم گاهی ممکن است ماهها زمان ببرد تا بتوانید ارزش ذاتی سهم را محاسبه کنید اما گاهی در عرض نیم ساعت و حتی کمتر می توان با استفاده ار تحلیل تکنیکال، یک سهم را تحلیل کرد و در مورد خرید یا فروش آن تصمیم گرفت.

 

و نکته پایانی در مقایسه این دو نوع تحلیل اینکه اعتبار تحلیل بنیادی تا زمانی که اتفاقات بزرگی نیفتاده است و پارامترهای اقتصادی تغییر آنچنانی نکرده اند معتبر خواهد بود اما در عوض تحلیل تکنیکال گاهی یک روز و گاهی حتی ۱ ساعت اعتبار دارد و باید از نو سهم را تحلیل کنید.

 

کدام تحلیل؟

حال با توصیفات گفته شده از این دو نوع تحلیل یک سوال از شما می پرسم:

کدام یک از این دو نوع تحلیل بهتر است ؟ بنیادی یا تکنیکال؟

 

جواب: اینکه کدام یک از این دو نوع تحلیل بهتر است کاملا بستگی به نوع سرمایه گذاری و روحیات شما در سرمایه گذاری دارد.

فرضا اگر مبلغ سرمایه گذاری شما بسیار زیاد است و قصد دارید به صورت بلندمدت یک سرمایه گذاری روی شرکت های بورسی انجام دهید مشخص است که تحلیل بنیادی خیلی مناسب تر است و اصلا می ارزد که چند ماه صرف مطالعه و شناخت یک شرکت خوب در بازار کنید.

اما اگر مبلغ سرمایه گذاری شما کم است و قصد دارید سرمایه گذاری کوتاه مدت در بازار انجام دهید تحلیل تکنیکال می تواندمناسب تر باشد.

هم تحلیل بنیادی و هم تحلیل تکنیکال طرفداران و مخالفان خودشان را دارند.

و این دو طیف از افراد گاها نسبت به همدیگر خرده هم می گیرند و روند کاری یکدیگر را قبول ندارند.

اما این وسط تکلیف شما چیست؟

شما که برای اولین بار وارد بازار بورس شده اید چکار کنید که از این سردرگمی رها شوید؟ و به سمت کدام نوع تحلیل بروید؟

پیشنهاد من این است که در مرحله اول تحلیل تکنیکال را به عنوان تحلیل مورد نظر خود انتخاب کنید و با آن پیش بروید.

البته حتما نیم نگاهی هم به وضعیت بنیادی شرکت ها داشته باشید و صرف نظر از تحلیل های نموداری، وضعیت تولید و سود و زیان یک شرکت را هم مورد بررسی قرار دهید.

 

بنابراین من در ادامه این کتاب می خواهم به این شیوه عمل کنم:

در ابتدا شما را با بخش ضروری و لازم تحلیل بنیادی آشنا می کنم و سعی می کنم آن حداقل هایی که در شناخت و ارزیابی یک شرکت بورسی لازم است به صورت بنیادی به شما یاد بدهم و بعد از آن، سراغ تحلیل تکنیکال می رویم  و تا حدود زیادی هم شما را با تحلیل تکنیکال آشنا می کنم.

 

 

مطالعه بیشتر

به این مطلب امتیاز بدید

امتیاز 5.00 ( 1 رای )

اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی