بازار معلم است و ما شاگردیم (اهمیت یادگیری در بازار بورس)

ما شاگردیم و بازار معلم ماست

اهمیت یادگیری در بازار بورس

من این جمله را بارها شنیده بودم که اگر شاگرد آماده باشد معلم از راه می رسد.

اما اعتراف می کنم هرگز معنی آن را درک نکرده بودم.

تا اینکه چند سال قبل در مورد موضوعی می خواستم تحقیق کنم همین که عزم ام را جزم کردم و به خود گفتم که باید این موضوع را یاد بگیرم و بعد از آنکه کمی در آن حوزه شروع به یادگیری کردم، خودبخود در مسیری قرار گرفتم که با فردی آشنا شوم که دقیقا در همان موضوع یک استاد بزرگ و برجسته بود.

البته این یک مثال واضح بود که برای من پیش آمد ممکن است خود شما نمونه هایی بسیاری از این دست سراغ داشته باشید که وقتی به فکر موضوعی بوده اید همان موضوع سر راهتان سبز شده است.

اما جریان چیست؟

چرا این اتفاقات می افتد؟

واقعیت این است که وقتی شما به صورت آگاهانه به موضوعی فکر می کنید مغز شما نسبت به این موضوع حساس می شود.

بنابراین در محیط پیرامون هر چیزی که به نوعی به آن موضوع مربوط باشد را سریع شناسایی می کند.

پس نتیجه می گیریم که اگر شما برای مغزتان یک موضوع خاصی ایجاد کنید که دنبالش بگردد و جواب را برای آن پیدا کند مغز به صورت ناخودآگاه، جستجویش را انجام خواهد داد و به احتمال خیلی زیاد شما را به جواب خواهد رساند.

 

در مورد بازار سرمایه هم دقیقا به همین شکل است.

من افراد زیادی را در این بازار دیده ام که برای مدتی صرفا به توصیه دیگران خرید و فروش کرده اند و وقتی به آنها گفته ام چرا خودتان دنبال یادگیری نمی روید گفته اند ما را چه به یادگیری، نه وقتش را داریم و نه حوصله اش را.

حالا شما بگویید آیا مغز این شخص نسبت به یادگیری در بازار بورس حساس می شود؟

آیا وقتی معامله ای کرد سعی می کند از آن تجربه ای بگیرد و یک نکته آموزشی دریافت کند؟

به هیچ وجه،

ذهن و مغز این فرد آماده یادگیری نیست بنابراین هیچ گاه نمی تواند از این بازار درس بگیرد.

اما شخصی را در نظر بگیرید که وقتی تصمیم گرفت وارد بازار سرمایه شود از همان ابتدا عزم خود را جزم می کند که این بازار را یاد بگیرد و در آن به یک حرفه ای تبدیل شود.

مغز این شخص چه تفاوتی با مغز شخص بالایی دارد؟

مشخص است که این مغز آماده یادگیری است از هر حرکت بازار یک نکته جدید یاد می گیرد.

از معامله ای که می کند تجربیات گرانبهایی استخراج می کند.

و بسیاری از این اتفاقات ناخودآگاه رخ می دهد.

من به مدت ۴ سال در شهری بودم که به یک زبان دیگر حرف می زدند اما چون خودم نخواستم آن زبان را یاد بگیرم نتیجه این شد که این چهار سال  هیچ چیزی از آن زبان یاد نگرفتم.

اما وقتی خودم را آماده یادگیری می کردم چون در جریان آموزش بودم هر لحظه ام از ارتباط گرفتن با مردم، به یک کلاس آموزشی تبدیل می شد و در آن چهار سال من شاگرد بودم و مردمان آن شهر معلمان من.

حالا یک سوال از شما می پرسم:

چند سال است که در بازار بورس مشغول معامله گری هستید؟

آیا عزمتان را جزم کرده اید این بازار را یاد بگیرید؟

یا اینکه عزم تان را جزم کرده اید که از این بازار پول در بیاورید؟

کدام یک از این دو مورد را می خواهید

یادگیری این بازار یا پول درآوردن از آن؟

 

این مطلب را هم ببینید
چرا اغلب افراد در بورس ضرر می کنند؟

اگر هدفتان این باشد که این بازار را یاد بگیرید و از آن تجربه کسب کنید و به یک حرفه ای در بازار تبدیل شوید مطمئن باشید هم بازار را یاد می گیرید هم از آن پول درخواهید آورد.

اما اگر از همان ابتدا هدفتان این بوده است که از این بازار پول در بیاورید و وقتی برای یادگیری بازار ندارید باید به شما بگویم که این بازار به کسی پول مفت نمی دهد.

 

بازار بورس یک بازار بسیار هوشمند است

این بازار همه افراد حاضر در آن را آماتور و غیرحرفه ای می بیند مگر آنکه خودتان خلاف این را اثبات کنید.

پس مراقب باشید که با چه دیدی وارد این بازار می شوید؟

اگر می خواهید شاگرد این بازار باشید مطمئن باشید بازار یک معلم دلسوز و فداکار برای شما خواهد بود.

بسیاری از معامله گران وقتی به صورت واقعی این نکته ظریف را دریافته اند روند معامله گری شان عوض شده است و تا جایی پیشرفت کرده اند که به عنوان معامله گران حرفه ای بازار، با آنها مصاحبه شده است.

آیا شما یکی از این افراد خواهید شد؟

ترتیبی که برای خواندن مقالات "نقاط عطف زندگی سرمایه گذاران بزرگ" به شما پیشنهاد میکنیم:
این مطلب را هم ببینید
آموزش کامل احراز هویت سجام به صورت الکترونیکی یا حضوری

به این مطلب امتیاز بدید

اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی