دوره آموزشی اصول پایه‌ای سواد مالی – خرید کردن – قسمت سوم

خرید کردن

یکی از مهم‌ترین کارهایی که همه ما با پول انجام می‌دهیم خرید کردن است.

از دوران کودکی این پروسه شروع می‌شود و تا هر زمان که زنده باشیم و زندگی کنیم با خرید کردن همراه هستیم.

امروزه دیگر کسی نیست که بگوید تمام خریدهایم را شخصی دیگر انجام می‌دهد و خودم هیچ نقشی در خرید کردن ندارم.

اگر هنوز درس قبلی این دوره را نخوانده‌اید از طریق این لینک وارد شوید

در جریان خرید کردن پول به صورت مستقیم از جیب یا از کارت بانکی‌مان خارج می‌شود

در واقع یکی از اصلی‌ترین دلایل از دست دادن پول همین خرید کردن است.

اگر خرید کردن خود را مدیریت کنیم می‌توان گفت بخش زیادی از جریان خروج پول خود و خانواده را کنترل کرده‌ایم.

جای تاسف است که هرگز در مدرسه ما را با روش‌های درست خرید کردن آشنا نکردند و امر به این مهمی به حال خود رها شده است.

جالب این که شما نمی‌توانید هیچ کس را پیدا کنید بگوید من خرید کردن بلد نیستم و می‌خواهم روش درست آن را یاد بگیرم.

می‌دانید چرا همه احساس می‌کنند خرید کردن بلد هستند؟

چون در جریان یک خرید، فقط شما و فروشنده درگیر هستید و هر چقدر شما در خرید کردن مبتدی‌تر و غیرحرفه‌ای‌تر باشید به نفع فروشنده است و او همیشه یک اعتماد به نفس کاذب به شما خواهد داد و با چند تعریف الکی و دروغی از حسن سلیقه و روش خرید شما، کاری می‌کند که در مغازه و ضمن خرید احساس خوبی داشته باشید اما همین که به خانه رسیدید متوجه می‌شوید که گند زده‌اید. البته آن موقع هم می‌خواهید سریع این قضیه را فراموش کنید چون احساس خوبی به شما نمی‌دهد.

یکی از دوستان نزدیک من هنگام خرید هرگز روی قیمت اجناس، هیچ واکنشی نشان نمی‌دهد و فروشنده هر قیمتی بگوید سریع پرداخت می‌کند اغلب که با هم خرید می‌رویم و من بابت قیمت غیرواقعی کالایی با فروشنده چانه می‌زنم متوجه می‌شوم که فروشنده همه‌اش به دوستم رو می‌کند و می‌گوید خرید کردن باید مثل شما باشد قاطع و جنتلمن پول خود را می‌دهی و می‌روی. در این حالت‌ها دوست من بیشتر جوگیر می‌شود و این باعث تشدید رفتارش برای دفعات بعد می‌شود. بعدا هم وقتی بابت این کاری که کرده بهش تذکر می‌دهم نگاه عاقل اندر سفیهی به من می‌کند و می‌گوید دیدی که فروشنده چی گفت!

منظورم از تعریف این داستان این بود که اگر شما عادت بدی هنگام خرید داشته باشید چون این عادت معمولا به نفع فروشنده است همیشه از طرف فروشنده این عادت در شما تقویت می‌شود و اتفاقا فکر می‌کنید که یکی از نقاط قوت شما همان عادت بد است.

بد نیست داستان دیگری در این زمینه تعریف کنم:

دوستی دارم هیکلی و خوش‌تیپ، اما این خوش‌تیپی هیچ ربطی به داستانی که می‌خواهم تعریف کنم ندارد. این دوست من عاشق گوشی‌های موبایل نو و جدیدی است که وارد بازار می‌شود. امروز یک گوشی می‌خرد و بعد از سه یا چهار هفته که یک مدل جدید وارد بازار شد پیش همان مغازه‌دار می‌رود و گوشی دست دوم خودش را همان جا زیر قیمت می‌فروشد و یک گوشی نو می‌خرد. یک بار که بابت این کار سرزنشش کردم این جواب را به من داد: گفت «اتفاقا اون مغازه‌دار میگه کاش همه مثل تو به این درک برسند که به ندای دلشون گوش بدن و هرچی دلشون خواست بخرند».

ملاحظه می‌کنید که همیشه عادت‌های بد خرید کردن، از سوی کسانی دیگر که نفع‌شان در این کار است تحسین می‌شود و این باعث می‌شود که ما نتوانیم این عادت‌ها را در خود شناسایی کنیم.

هر کسی ضمن خرید عادت‌های مربوط به خودش را دارد. شاید اگر از فروشنده‌ای که سال‌هاست از او چیزی می‌خرید در مورد عادت خرید خود سوال بپرسید به راحتی بتواند به این سوال شما جواب دهد.

اگر پای صحبت فروشنده‌ها بنشینید و از آنها در مورد عادت‌های مشتریان‌شان بپرسید حتما می‌توانید به تعداد زیادی از این عادت‌ها برسید که ممکن است یکی از آنها عادت خود شما باشد.

عموما فروشنده‌های حرفه‌ای سریع می‌توانند عادت رفتاری مشتریان‌شان را کشف کنند و از این طریق فروش بیشتری به آنها داشته باشند.

درادامه قصد داریم شما را با انواعی از عادت‌ها و رفتارها هنگام خرید کردن آشنا کنیم و در این میان راه‌کارهایی عملی برای رفع عادت‌های بد و ایجاد عادت‌های خوب پیشنهاد دهیم.

در درس بعدی با ما باشید تابا عادت‌های بد هنگام خرید کردن آشنا شویم…

مطالعه بیشتر

به این مطلب امتیاز بدید

اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی