سرمایه گذاری | اصول پایه ای سواد مالی – قسمت هفتم

سرمایه گذاری | اصول پایه ای سواد مالی – قسمت هفتم

زمان مطالعه: ۲۱ دقیقه

stars

در درس‌های قبلی مباحث سواد مالی را به چهار حوزه اصلی تقسیم‌بندی کرده بودیم و تاکنون دو حوزه را مورد بررسی قرار داده‌ایم این حوزه‌ها شامل حوزه خرید کردن و حوزه پس‌انداز می‌باشد حال در ادامه به بررسی حوزه سرمایه گذاری می‌پردازیم:

سرمایه گذاری

سرمایه گذاری

همان طور که در درس قبل گفتیم سومین هدفی که از پس انداز کردن دنبال می کردیم این بود که در نهایت پولی که پس انداز شده است را در جایی سرمایه‌گذاری کنیم و سئوالی که مطرح کردیم این بود که این پول را در چه مکانی یا به عبارت بهتر در چه بازاری سرمایه گذاری کنیم؟

 

قبل از معرفی بازارهای سرمایه گذاری بهتر است چند نکته راجع به ماهیت سرمایه گذاری و این که چگونه سرمایه گذاری کنید بحث کنیم.

 

نکته اول: ببینید اگر ما در درس های گذشته خرید کردن را یکی از مجاری اصلی خروج پول بیان کردیم اینجا هم سرمایه گذاری را یکی از مجاری مهم و البته غیر اصلی ورود پول معرفی می کنیم.

 

چرا می گوییم غیر اصلی؟

 

به دو دلیل:

 

یکی این که اغلب افراد حقوق ماهیانه شان به عنوان درآمد اصلی در نظر گرفته می شود و همین سرمایه گذاری هم اغلب از پس اندازکردن قسمتی از حقوق ماهیانه به دست آمده است.

پس حقوقی که ناشی از شغل باشد را به عنوان مجرای اصلی ورود پول در نظر می گیرم و سرمایه گذاری هم به عنوان مجرای غیر اصلی و یا مجرای فرعی در نظر گرفته می شود.

 

و دوم این که چون نمی خواهیم برای هزینه های ماهیانه از این پول برداشت کنیم،  پس روی آن به عنوان درآمد حساب نمی کنیم اینجا قصد داریم که سود بدست آمده را به سرمایه اولیه اضافه کنیم.

 

البته استثنایی هم وجود دارد که در مورد افرادی است که شغل اصلی شان سرمایه گذاری است و غیر از این درآمد دیگری ندارند.

بدیهی است این افراد هم حتما باید روی قسمتی از سود بدست آمده برای هزینه های ماهیانه شان استفاده کنند و نه روی کل سود و حتما قسمتی از آن را باید به خود سرمایه اولیه اضافه کنند.

 

پس چیزی که تا اینجا از سرمایه گذاری فهمیدیم این است که سود آن را برای مخارج زندگی برداشت نمی کنیم و آن را به سرمایه اولیه اضافه می کنیم بنابراین به عنوان یک درآمد اصلی به آن نگاه نمی کنیم که وسوسه شویم و آن را خرج  کنیم.

 

دومین مطلبی که در مورد سرمایه گذاری باید به آن توجه کنیم این است که نباید انتظار داشته باشیم همیشه پولی که سرمایه گذاری کرده ایم سود کند بلکه گاهی ممکن است زیان هم بکنیم.

به هرحال سرمایه گذاری ریسک دارد و همیشه احتمال سود و زیان در سرمایه گذاری ها هست.

 

این که احتمال این زیان کردن چقدر است تحت عنوان «ریسک سرمایه گذاری» نامیده می شود.

 

هر چند در درس های آینده بیشتر راجع به این موضوع صحبت می کنیم اما فعلا همین نکته را بدانید که اغلب وقتی سود یک نوع سرمایه گذاری بسیار زیاد و وسوسه انگیز پیش بینی می شود به همان اندازه هم ریسک آن بالا می رود و احتمال زیان دیدن در آن سرمایه گذاری افزایش پیدا می کند.

 

پس باید بسته به میزان سرمایه و شرایطی که در آن قرار دارید نسبت به ریسکی که حاضرید قبول کنید تصمیم گیری کنید.

 

و نکته سوم این که هدف ما از این نوع سرمایه گذاری این است که از قانون سود مرکب استفاده کنیم،

 

هرچند که مقدار سرمایه گذاری اولیه مان خیلی هم کم باشد اما به مرور چون هر ماه مبلغی به صورت ثابت به آن اضافه می کنیم و نیز سود خود سرمایه گذاری را دوباره به آن اضافه می کنیم انتظار داریم در عرض چند سال به مبالغ بسیار هنگفتی تبدیل شود.

 

پس انتظار نداشته باشید که این روش خیلی سریع شما را به پول های کلان برساند.

ما پیوسته و پرشتاب حرکت می کنیم اما نتایج شگفت انگیز و معجزه آسا را در چند سال آینده دریافت خواهیم کرد.

 

وقتی سرمایه گذاری می کنید یعنی تصمیم گرفته اید بخشی از دارایی مالی خود را وارد یک بازار کنید.

 

وقتی صحبت از سرمایه گذاری می شود حتما مبحث ریسک هم بعد از آن مطرح می شود.

 

اگر هنوز درس قبلی این مجموعه با عنوان سود مرکب در سرمایه گذاری را مطالعه نکرده اید حتما سری به آن بزنید.

 

 

ریسک سرمایه گذاری 

ریسک سرمایه گذاری شامل هر نوع عدم قطعیت در رابطه با سرمایه گذاری شماست که می تواند به نحوی تاثیر منفی بر روی سرمایه و سود حاصل از آن بگذارد.

 

ریسک سرمایه گذاری

 

 

به عنوان مثال شما امروز به عنوان سرمایه گذاری چند سکه طلا خریده اید و براساس تحلیل هایی که انجام داده اید این طور برداشت کرده اید که ظرف دو ماه آینده قیمت طلا افزایش خواهد یافت.

 

این مطلب را هم ببینید
مراحل برنامه ریزی مالی

اما این تحلیلی که شما انجام داده اید هیچ قطعیتی ندارد بنابراین احتمال دارد که قیمت طلا ظرف این دو ماه به جای افزایش، کاهش پیدا کند و سرمایه گذاری شما علاوه بر این که سودی ندهد بلکه از مقدار اولیه اش هم کمتر شود.

 

اما ریسک سرمایه گذاری به همین کاهش قیمت ختم نمی شود و انواع دیگری از ریسک ممکن است سرمایه گذاری شما را تهدید کند.

 

مثلا در مثال بالا ریسک نگهداری سکه هم وجود دارد

این که در طول مدتی که آن را پیش خود نگه می دارید دزدیده نشود

یا موقع خرید سکه، نوع تقلبی آن را به شما قالب نکنند

یا هنگام فروش، متقاضی وجود داشته باشد و به اصطلاح سرمایه گذاری شما قابلیت نقدشوندگی داشته باشد

و این که آیا کل سرمایه شما در جریان یک سرمایه گذاری درگیر باشد یا قسمتی از آن،  همگی ریسک هایی هستند که باید هنگام سرمایه گذاری لحاظ شوند.

 

در یک تعریف خلاصه، ریسک هر چیزی است که بر خروجی مورد انتظار ما در سرمایه گذاری تاثیر منفی بگذارد.

 

این را بدانید که هیچ نوع سرمایه گذاری بدون ریسک نیست و شما باید کاری کنید که:

 

اولا بین ریسک و سودی که قرار است به دست بیاورید یک موازنه وجود داشته باشد.

یعنی اگر سرمایه‌گذاری شما سود کمی در پی دارد در حالی ریسک بسیار زیادی را تحمل می کنید کارتان اشتباه است.

هرچقدر که ریسک سرمایه گذاری تان بالاتر باشد باید انتظار دریافت سود بیشتری از سرمایه گذاری تان داشته باشید.

 

دوما این که این ریسک در صورت وقوع برای شما قابل تحمل باشد نه این که به صورت کامل، زندگی تان را تحت تاثیر قرار دهد.

یعنی شما حق ندارید به این بهانه که سرمایه گذاری با ریسک همراه است هر نوع ریسکی را قبول کنید.

شاید ریسکی که دیگری توانایی تحمل آن را دارد از عهده شما خارج باشد

 

پس باید براساس میزان ریسک پذیری شخصی خودتان در سرمایه گذاری ها شرکت کنید.

ممکن است من وضعیت زندگی  و دارایی ام به گونه ای باشد که فقط تا ده میلیون تومان بتوانم ریسک کنم و از دست دادن بیشتر از این مقدار زندگی ام را نابود کند اما شما تا مبلغ یکصد میلیون تومان و آن دیگری ممکن است تا یک میلیارد تومان هم بتواند در یک معامله ضرر کند و همچنان زندگی اش پابرجا باشد.

 

حالا در ادامه اشاره ای به انواع مختلفی از ریسک هایی که ممکن است سرمایه گذاری ما را تهدید کند خواهیم داشت:

 

انواع ریسک  سرمایه گذاری

 

ریسک تورم

ما در ایران زندگی می کنیم کشوری که هنوز نتوانسته است بیماری اقتصاد تورمی خودش را درمان کند.

پس همیشه در هر نوع سرمایه گذاری باید ریسک تورم را لحاظ  کنیم.

حتی گاهی این تورم می تواند بسیار بالاتر از حد انتظار باشد.

اگر در یک سرمایه‌گذاری شرکت کرده باشید که در پایان سال، سود ثابت فرضا بیست درصدی به شما بدهد و نرخ تورم در آن سال ۱۵ درصد باشد سود واقعی شما از این سرمایه گذای پنج درصد خواهد بود.

و اگر نرخ تورم به ۲۵ درصد برسد در این سرمایه گذاری پنج درصد ضرر کرده اید.

 

ریسک سیاسی

اوضاع سیاسی می تواند بر روی اقتصاد تاثیر بگذارد و این تاثیر گاهی بر روی برخی سرمایه گذاری ها ممکن است شدیدتر از بقیه باشد.

هر چند حوادث سیاسی قابل پیش بینی نیستند اما تا حدودی می توان احتمال وقوع آنها را حدس زد.

 

مثلا اگر شما قرار است در سهام شرکتی سرمایه گذاری کنید که مواد خام اولیه خود را از خارج وارد می کند و در همین زمان صحبت از تحریم شدید ایران در رسانه ها به گوش می رسد ریسک این نوع سرمایه گذاری زیاد خواهد بود.

 

ریسک صنعت

از سال ۹۲ به بعد صنعت ساختمان در ایران دچار رکود شد و البته هنوز هم ادامه دارد. اگر کسی در این دوره وارد این صنعت شده باشد با مشکلاتی نظیر کمبود متقاضی، افزایش قیمت مصالح، کاهش قیمت فروش و در نتیجه کاهش سود و یا احتمال ضرر روبرو خواهد شد.

 

این مثال به ما می گوید که گاهی در برهه ای از زمان یک صنعت خاص دچار رکود می شود و تمام بخش های آن ممکن است دچار زیان شوند یا سود خیلی کمی داشته باشند.

 

صنعت کشاوری، صنعت تولید، صنعت خدمات که هر کدام از این ها هم خودشان زیر صنعت هایی دارند و همیشه در بازه هایی از زمان برخی از این صنایع در رکود هستند و برخی دیگر در رونق.

پس مراقب باشید وقتی در یک صنعت خاص سرمایه گذاری می کنید اول مشخص کنید که این صنعت در دروان رکود خودش به سر می برد یا رونق؟

 

این مطلب را هم ببینید
جایگاه و نقش زنان در بازارهای سرمایه گذاری

ریسک نرخ بهره

هرگاه نرخ بهره بانکی افزایش پیدا کند ارزش پولی که در دست دارید بیشتر خواهد شد

و به همین نسبت در کاهش نرخ بهره بانکی، ارزش پول شما کاهش پیدا خواهد کرد و این یعنی این که سود مورد انتظار شما در سرمایه گذاری کمتر خواهد شد.

 

در ایران نرخ بهره بانکی در عرض یک شب ممکن است تغییرات بسیار زیادی داشته باشد این برخلاف کشورهای پیشرفته است که برای کاهش یا افزایش بسیار جزیی نرخ بهره بانکی، ماه ها برنامه ریزی و رایزنی صورت می گیرد.

 

فرض کنید در ابتدای سال نرخ بهره بانکی ۱۵ درصد است و شما یک سرمایه گذاری با مبلغ یک صد میلون تومان را شروع کرده اید و انتظار دارید که در پایان سال پول شما به مبلغ ۱۲۰ میلیون تومان برسد اما یک دفعه در وسط سال نرخ بهره بانکی ۲۵ درصد می شود. بدیهی است که صد و بیست میلیونی که شما در پایان سال به دست می آورید دیگر آن ارزشی که ابتدای سال برای آن در نظر گرفته بودید را ندارد.

 

و در پایان یک ریسک سرمایه گذاری بسیار مهم:

 

ریسک نادانی

برای هر کدام از ریسک های گفته شده در بالا می توان تا حدودی راه حل هایی ارایه داد و از شدت تاثیرگذاری آنها کاست.

اما ریسکی وجود دارد که هرگز نمی توان شدت آن را کاست و آن ریسک نادانی است.

اگر بدون اطلاع و عدم آگاهی از یک نوع سرمایه‌گذاری و به صورت چشم بسته وارد آن شوید ریسک بسیار خطرناکی مرتکب شده اید.

 

راه حل نجات از نادانی، یادگیری است.

به هیچ عنوان وارد حوزه ای که هیچ دانشی در مورد آن ندارید نشوید چون به شدت سرمایه شما در معرض خطر قرار می گیرد.

اگر دیدید که حوزه ای بسیار سود ساز است بدانید که این سود برای کسانی است که در آن حوزه تبحر و آگاهی دارند نه این که سریع شما هم بدون آگاهی وارد آن شوید. 

 

سبد سرمایه گذاری

حتما این جمله را شنیده اید که:

 

«همه تخم مرغ هایت را در یک سبد نگذار»

 

این جمله که به نوعی اشاره به سبد سرمایه گذاری دارد در مورد مدیریت ریسک هم استفاده می شود که قبلا مورد بررسی قرار دادیم.

 

سبد سرمایه گذاری

 

 

در واقع وقتی بحث از سبد سرمایه گذاری می شود هدف مان این است که چینشی از انواع سرمایه گذاری ها به گونه ای بگذاریم که ریسک کمتری را متحمل شویم.

 

فرض کنید پولی که شما می خواهید سرمایه‌گذاری کنید مبلغ دویست میلیون تومان است.

اگر شما کل این پول را در سکه سرمایه گذاری کرده باشید و یک دفعه قیمت سکه سقوط کند کل سرمایه شما در خطر قرار می گیرد و با این کار دچار ضرر و زیان فراوانی خواهید شد.

 

در این حالت بهتر است که یک سبد از انواع سرمایه‌گذاری ها ایجاد کنید.

مثلا به اندازه ۵۰ میلیون سکه بخرید، ۵۰ میلیون آن را وارد خرید اوراق مشارکت کنید و با صد میلیون باقی مانده هم مقداری سهام بخرید.

 

در این حالت ریسک سرمایه گذاری شما کمتر شده است چون امکان این که هر سه مورد ذکر شده همزمان سقوط کنند کمتر است.

 

هر چند در این روش سودی که در نهایت بدست می آورید کمتر خواهد بود اما بهتر از این است که کل سرمایه ی خود را در معرض خطر قرار دهید.

 

البته هستند افراد بسیار حرفه ای که با تجربیات فراوانی که در بازار دارند همیشه بر روی یک مورد سرمایه گذاری می کنند و اعتقادی به تشکیل سبد ندارند.

اما این را بدانید که میزان ریسک پذیری هر کسی نسبت به دیگری متفاوت است

و شما باید وضعیت مالی خود را در نظر بگیرید.

 

همواره این توصیه وارن بافت را در ذهن داشته باشید که می گوید در سرمایه گذاری همیشه دو اصل را رعایت کنید:

 

اصل اول: مراقب اصل سرمایه تان باشید 

 

اصل دوم: اصل اول را فراموش نکنید

 

وارن بافت که یکی از ثروتمندترین افراد جهان است و کل ثروت خود را از طریق سرمایه گذاری به دست آورده است خیلی به نگه داشتن اصل سرمایه معتقد است پس شما هم همیشه در بازار با این دید سرمایه گذاری کنید.

 

نکته بسیار مهمی که در تشکیل سبد سرمایه‌گذاری باید به آن توجه کنید این است که:

 

وقتی دو یا چند نوع سرمایه گذاری انجام می دهید باید حواستان باشد که سرمایه گذاری ها به هم وابستگی مستقیم نداشته باشند.

 

یعنی ماهیت آنها این جوری نباشد که در یک شرایط اقتصادی معین همگی یک رفتار را نشان دهند.

 

مثلا اگر برای تشکیل سبد سرمایه گذاری سکه و طلا خریداری کرده باشید به این امید که سبد سرمایه گذاری دارید و ریسک کارتان را پایین آورده اید کار اشتباهی است چون این دو سرمایه، همزمان با هم رشد یا سقوط می کنند و به هم وابسته هستند.

 

این مطلب را هم ببینید
هفت دسته از افرادی که عادات بد مالی دارند

اما اگر در سبدتان همزمان سکه، سپرده بانکی، سهام بورسی و ملک داشته باشید چون ارتباط این ها به همدیگر کم تر است ریسک سبدتان پایین آمده است و ممکن است اگر سکه یک دفعه سقوط کند ملک شما همچنان ارزش خود را حفط کند یا حتی بالاتر هم برود و در مورد بقیه همه به همین شکل خواهد بود.

 

اگر بخواهیم مطالب این بخش را در دو نکته خلاصه کنیم به این شکل خواهد بود:

 

نکته اول: در سرمایه گذاری سعی کنید سبدی از انواع سرمایه گذاری ها داشته باشید.

 

نکته دوم: توجه داشته باشید که انواع سرمایه گذاری که انتخاب می کنید به همدیگر وابسته نباشند.

 

جایگاه سرمایه گذاری در میان انواع کسب و کارها

 

رابرت کیوساکی مردم جامعه را به لحاظ نوع کسب و کاری که در آن فعالیت می کنند به چهار دسته تقسیم می کند.

در این نوشته می خواهیم نگاهی به این دسته بندی داشته باشیم و نقش و جایگاه سرمایه گذاری در کسب و کارها را در آن بررسی کنیم.

 

انواع کسب و کارها

 

 

کارمندی

اولین دسته شامل کسانی می شود که عنوان شغلی کارمند دارند.

این دسته از افراد برای دیگران کار می کنند و حقوق دستمزد خود را هم از دیگران دریافت می کنند.

 

در جامعه ما بیشتر کارمندان استخدام رسمی دولت هستند

و عده ای دیگر هم به صورت استخدام پیمانی، قراردادی و … در سازمان ها و شرکت های غیردولتی مشغول فعالیت هستند.

 

افرادی که استخدام رسمی هستند دارای امنیت شغلی هستند یعنی در طول ۳۰سال کار خیال شان راحت است که هرگز از کارشان اخراج نخواهند شد

 

و معمولا هر چند سال یک بار هم بنا به روال اداری، طبقه شغلی بالاتری دریافت می کنند.

 

اما دسته ای دیگر از این کارمندان هیچ امنیت شغلی ندارند و هر لحظه ممکن است توسط کارفرمای خود اخراج شوند.

این افراد با حداقل حقوق که هر ساله در قانون کار مشخص می شود به صورت ماهیانه کار می کنند.

 

در حدود دهه های شصت و هفتاد شمسی و قبل تر از آن استخدام رسمی شدن دغدغه و آرزوی خیلی ها بود و به واسطه دست یابی به امنیت شغلی تا پایان عمر، طرفداران بسیاری داشت.

 

البته در حال حاضر هم این رسته شغلی هنوز شمار زیادی متقاضی دارد ولی با توجه به کاهش شدید استخدام های دولتی امکان ورود به این حوزه خیلی سخت شده است.

 

خویش فرما

دسته دوم شامل کسانی می شود که عنوان شغلی خویش فرما دارند.

این افراد برای خودشان کار می کنند و با توجه به میزان زحمت و تلاشی که می کشند درآمد خواهند داشت.

پزشکان، مکانیک ها، وکیل ها، صاحبان مغازه ها و بسیاری دیگر از شغل ها در این دسته قرار می گیرند.

 

این افراد تا زمانی که قادر به کار کردن باشند امنیت شغلی شان تامین است و زیر نظر کسی اداره نمی شوند.

به لحاظ میزان درآمد و سطح رفاه در طیف وسیعی قرار می گیرند، از درآمد بسیار کم گرفته تا درآمدهای بسیار کلان در این دسته وجود دارد.

 

چون میزان درآمد در این دسته بستگی به نوع شغلی دارد که انتخاب می کنند پس بر سر انتخاب شغل های پردرآمد رقابت زیادی وجود دارد و عموما افراد کاربلد و نخبه، رده های شغلی بالا را از آن خود می کنند.

 

میزان درآمد در این شغل ها تا حد زیادی به میزان مهارت شخصی هم بستگی دارد در حالی که در کارمندی داشتن یا نداشتن مهارت موضوع خیلی مهمی به حساب نمی آید و برخلاف کارمندی که حقوق ثابت ماهیانه دارند در این شغل ها میزان درآمد می تواند  تابع شرایط مکانی و فصلی و بسیاری چیزهای دیگر باشد.

 

کارفرمایی

دسته سوم شامل مشاغلی می شود که به صاحبان آنها کارفرما گفته می شود.

 

کارفرمایی در یک تعریف ساده و غیرتخصصی شامل مشاغلی است که از مرحله خویش فرمایی خارج شده اند و توانسته اند افراد دیگری هم به کار بگیرند.

 

برخلاف برخی ذهنیت های معمول در جامعه که می گویند کارفرما حتما باید یک ایده نو داشته باشد و آن را به مرحله اجرا رسانده باشد و به تعداد فلان عدد کارمند داشته باشد بنده کارفرمایی را ایجاد کسب وکاری می دانم که صاحب آن توانسته باشد غیر از خودش افراد دیگری را هم به کار گرفته باشد و توانسته باشد کاری کند که دیگران برای او کار کنند.

 

به عبارت ساده تر در کارمندی شخص برای دیگران کار می کند، در خویش فرمایی برای خودش کار می کند اما در کارآفرینی این دیگران هستند که برای شما کار می کنند.

 

میزان درآمد و پریستژ اجتماعی در این دسته از شغل ها زیاد است اما به دلیل این که راه اندازی آن نیاز به برخی مهارت های ویژه دارد و ریسک بیشتری نسبت به دسته های قبلی دارد هرکسی از عهده آن بر نمی آید.

 

این مطلب را هم ببینید
از خریدهای لحظه ای و بدون برنامه ریزی پرهیز کنید

سرمایه گذاران

دسته چهارم از مشاغل و همان موضوعی که در این مجموعه  درس های مربوط به سواد مالی مورد نظر ماست مشاغلی هستند که به صاحبان آنها سرمایه گذار گرفته می شود.

 

سرمایه گذاران افرادی هستند که از طریق سرمایه‌گذاری در بازارهای مختلف، کسب درآمد می کنند.

این افراد نه برای دیگران کار می کنند و نه دیگران برای آنها کار می کنند،

 

شغل این افراد به گونه ای است که پول برای آنها کار می کند.

 

این دسته از مشاغل عموما در بالاترین سطح درآمدی نسبت به دیگر شغل ها قرار دارند.

 

و به قول رابرت کیوساکی تنها شغلی که می تواند در نهایت شما را به استقلال مالی برساند سرمایه‌گذاری است.

 

ما در این مجموعه درس ها بعد از بررسی مفاهیم مربوط به مدیریت هزینه ها و مدیریت پس انداز به بحث سرمایه‌گذاری پرداختیم.

 

هدف ما این است که شما با استفاده از پس اندازی که انجام داده اید وارد بازارهای سرمایه‌ گذاری شوید و با سرمایه گذاری کردن پس انداز خود، در دراز مدت به استقلال مالی برسید.

 

سرمایه گذاری کردن در بازارهایی نظیر بورس، املاک، طلا، ارز و … می تواند در کنار شغلی که دارید به عنوان یک پشتوانه قوی در جهت تامین نیازهای مالی، به کمک شما بیاید و در درازمدت هم می تواند به شغل اصلی و پردرآمدی تبدیل شود که شما را به استقلال مالی برساند.

 

ضرورت ورود به حوزه سرمایه گذاری

آیا برای رسیدن به شغل سرمایه گذاری حتما باید پول زیادی داشته باشیم؟

یا این که باید شغل کارمندی یا خویش فرمایی یا کارفرمایی خود را رها کنیم بعد به یک سرمایه‌گذار تبدیل شویم؟

 

سرمایه گذاری

 

 

این که برای تبدیل شدن به سرمایه گذار باید پول کلانی داشته باشیم کاملا غلط است.

 

در دنیای امروز و با ابزارهای سرمایه‌گذای متعددی که در دسترس است با هر میزان سرمایه می توان کار سرمایه گذاری را شروع کرد حتی با پانصد هزار تومان!

 

اصلا توصیه اکید این است تا زمانی که در بحث سرمایه گذاری در بازاری به تجربیات کافی دست پیدا نکرده اید اصلا نباید پول زیادی وارد کنید.

 

و اما جواب سئوال دوم که اشاره به این دارد که آیا برای سرمایه‌گذار شدن باید شغل های قبلی خود را رها کنیم؟

 

جواب این سئوال هم بله است هم خیر!

 

برای کسانی که می خواهند تمام قد وارد مباحث سرمایه‌گذاری در بازارهای مالی شوند حتما لازم است که به صورت تمام وقت در این زمینه کار کنند و فکر و ذهن خود را درگیر مسایل کاری دیگر نکنند.

 

اما این شرایط برای همه افراد جامعه دست نمی دهد و اگر همه به سمت سرمایه‌گذاری بیایند و کار خود را رها کنند تکلیف تولید و خدمات چه خواهد شد؟

 

برخی افراد به صورت ذاتی کارهای سرمایه گذاری را دوست دارند این افراد سرمایه‌گذاری را به عنوان شغل اصلی خود انتخاب می کنند.

 

اما آحاد مردم جامعه که شغلی دارند و در طول سال می توانند مقداری پس انداز داشته باشند چگونه می توانند به حوزه سرمایه‌گذاری روی آورند؟

 

این افراد خواه ناخواه در برهه ای از زمان که مقدار پس اندازشان به مقدار قابل توجهی رسید به فکر سرمایه‌گذاری خواهند افتاد.

 

در این حالت دسته ای پول خود را در اختیار شخصی امین و بازاری قرار می دهند که با سرمایه آنها کار کند و هر ماه یا هر سال از سود به دست آمده از کار به آنها پرداخت کند.

 

دسته ای دیگر به سرمایه‌گذاری روی طلا، سکه و یا ارز روی می آورند و عده ای هم ممکن است مقدار پول پس انداز شده را روی ملک یا مسکن سرمایه گذاری کنند.

 

در این میان سرمایه‌گذاری در بورس هم در این سال ها رواج پیدا کرده است

و عده ای هم ممکن است پول شان را در بانک سرمایه گذاری کنند.

 

به هرحال صرف نظر از این که این پول در کجا سرمایه گذاری می شود مهم این است که پول پس انداز شده حتما باید در جایی سرمایه‌گذاری شود و این را همه ما ایرانی ها که که طعم اقتصاد تورمی را چشیده ایم خوب درک می کنیم.

 

چیزی که واضح است این است که همه ی ما باید با مقدمات سرمایه گذاری در بازارهای مالی آشنا باشیم تا از این طریق بتوانیم اقتصاد زندگی شخصی و خانوادگی خود را در کنترل کامل داشته باشیم.

 

 

به این مطلب امتیاز بدید

اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی