مهارت نوشتن یکی از راه های رسیدن به موفقیت در معامله گری

مهارت نوشتن یکی از راه های رسیدن به موفقیت در معامله گری

 

هر معامله گری باید یک نویسنده باشد!

قرار نیست هر نویسنده ای معامله گر شود، اما به نظر من هر معامله گری باید یک نویسنده باشد.

اصلا معامله گری و نویسندگی چه ربطی به همدیگر دارند؟

چه اصراری وجود دارد که یک معامله گر نویسنده شود؟

 

ابتدا بیایید تعریفمان را از نویسندگی مشخص کنیم…

وقتی می گویند یک معامله گر باید نویسنده باشد به این معنی نیست که حتما کتاب بنویسید یا مقالاتی در مجلات، روزنامه ها و وب سایت ها منتشر کند.

در اینجا منظور از نویسنده بودن، دست به قلم بودن است.

یعنی یک معامله گر با نوشتن هیچ که ناآشنا نباشد بلکه باید شیفته نوشتن باشد.

 

چرا یک معامله گر باید شیفته نوشتن باشد؟

آیا شما قبول دارید که معامله گری کاری بسیار پیچیده است؟

آیا قبول دارید که معامله گری شغلی است که استرس فراوان دارد؟

آیا قبول دارید که در معامله گری با انبوهی از متغیرها روبرو می شوید که شاید جواب خیلی از آنها را ندانید؟

آیا قبول دارید که یک معامله گر باید کنترل خیلی زیادی روی احساسات خودش داشته باشد؟

آیا قبول دارید یک معامله گر باید به صورت مداوم رفتارهای خود را در گذشته ارزیابی کند؟

آیا قبول دارید یک معامله گر باید یک نقشه راه از پیش تعیین شده داشته باشد و بر اساس آن حرکت کند؟

 

حتی اگر جواب شما فقط به یکی از سوالات بالا مثبت باشد پس همین یک دلیل ایجاد می کند که یک معامله گر باید دست به قلم باشد و بنویسد تا بتواند مواردی که در بالا به آن اشاره شد را کنترل کند.

 

به نظر من نوشتن جریان آهسته فکر کردن است.

و اگر کسی بتواند آهسته فکر کند بهتر میتواند فکر کند.

و اگر کسی بهتر فکر کند بهتر می تواند معامله کند.

طی تحقیقی که انجام گرفته بود در طول یک شبانه روز حدود ۶۰ هزار رشته فکری در ذهن ما تولید می شود.

یک حساب و کتاب ساده بکنید یک شبانه روز چند دقیقه است؟

پاسخ: ۱۴۴۰ دقیقه است.

حالا اگر این ۶۰ هزار را بر تعداد دقیقه های یک شبانه روز (۱۴۴۰) تقسیم کنیم تقریبا عدد ۴۱ بدست می آید.

این نشان می دهد که در عرض یک دقیقه به صورت متوسط در ذهن هر کدام از ما ۴۱ رشته فکری تولید می شود تازه اگر زمان خواب را هم کسر کنیم این عدد بزرگ تر خواهد شد.

 

ادامه مطالب  نسبت سود به زیان نامتقارن (ریسک به ریوارد) در معاملات

اصلا همین الان در طی خواندن این یک پاراگراف ذهن شما چند رشته فکری ایجاد کرد؟

دقت داشته باشید کسی که در یک دقیقه ۴۱ بار رشته افکارش عوض شود نمی تواند از فکر کردن عادی اش، نتیجه مناسبی حاصل کند.

به بیان دیگر این ۴۱ رشته فکری نمی توانند برایند فکری درستی حاصل کنند.

و خبر بد اینکه در حالت عادی همه ما به این شکل عمل می کنیم.

و به این خاطر است که معمولا نتایج افکارمان تبدیل به یک نتیجه فکری مناسب نمی شود.

و در نهایت تصمیمی که می گیریم کاملا احساسی خواهد بود.

 

این وسط نوشتن چه نقشی ایفا می کند؟

همان طور که اشاره شد نوشتن جریان آهسته فکر کردن است.

شما وقتی می نویسید به جای اینکه در یک دقیقه ۴۱ بار رشته فکری تان  عوض شود شاید فقط ۵ تا ۱۰ بار عوض شود و معمولا هم حول و حوش همان مطلبی که می نویسید فکرهای جدید ایجاد می شوند.

 

پس نوشتن باعث می شود جریان های فکری که در لحظه نوشتن تولید می شود بیشتر هم جهت با هدف اصلی و چیزی باشد که می خواهیم راجع به آن فکر کنیم.

 

این مثال ساده را درنظر بگیرید:

چرا همیشه می گویند اهدافتان را مکتوب کنید؟

چون اگر فقط به اهدافتان فکر کنید در جریان این فکر کردن ذهن تان به جاهای مختلف می رود و نمی توانید روی یک مساله متمرکز شوید.

اما با نوشتن تمرکزتان بیشتر می شود و می توانید دقیق تر وشفاف تر اهدافتان را تشریح کنید.

 

در معامله گری دقیقا به همین شکل است.

نوشتن در معامله گری باعث می شود که از آن همه هیاهو و استرس بازار دور شوید و با خیال آسوده یک جریان فکری آهسته و متمرکز برای خود ایجاد کنید و قدم به قدم آن فکر را پخته تر و سنجیده تر کنید.

و این باعث می شود که منطق بیشتری در جریان فکرکردن و نتیجه گیری کردن هایتان دخیل شود.

اما این تنها فایده نوشتن برای معامله گران نیست.

ما قبلا در مقاله ای با عنوان صفحات بورسی به نقش نوشتن در تخلیه احساسات و هیجانات و در نهایت کنترل آن به هنگام معامله گری صحبت کردیم که پیشنهاد می دهم حتما آن مقاله را هم مطالعه فرمایید.

 

ادامه مطالب  کنترل طمع در معامله گری رمز موفقیت معامله گران موفق

اگر زندگی و سرگذشت معامله گران بورسی را بررسی کنید مشاهده می کنید که بسیاری از این معامله گران با نوشتن بسیار مانوس بوده اند.

و معتقد بوده اند که قبل از انجام هر کاری و هر معامله ای لازم است که ابتدا احساستمان را روی کاغذ بنویسیم و همان جا خالی کنیم.

پس برنامه و نقشه کاری مان را هم روی کاغذ بنویسیم آن را به دقت بررسی کنیم سپس طبق آن عمل کنیم.

 

نوشتن در معامله گری می تواند به سه روش باشد:

روش اول نوشتن صفحات بورسی است که صرفا برای تخلیه هیجانات و احساسات بکار می رود.

 

روش دیگر برای گزارش گیری و ثبت سابقه معاملات و دلایل خرید و فروش سهام انجام می گیرد.

 

یک روش سوم هم داریم که به سازماندهی بازار و طبقه بندی اخبار و شایعات بازار می پردازد تا معامله گر براساس برایند آنها بتواند تحلیل درست تری از بازار بدست آورد.

 

من نمی دانم شما به کدام یک از این نوع نوشتن ها عادت دارید یا اصلا می خواهید آنها را اجرا کنید یا نه!

اما توصیه من این است که هر سه مورد نوشتن را در معامله گری تان وارد کنید و از این به بعد یک معامله گر دست به قلم یا با عبارت دیگر یک معامله گر نویسنده باشید و یکی از عادت های معامله گران موفق را در خود ایجاد کنید.

Print Friendly, PDF & Email
ترتیبی که برای خواندن مقالات "نقاط عطف زندگی سرمایه گذاران بزرگ" به شما پیشنهاد میکنیم:
ادامه مطالب  سرمایه‌گذاری در بورس چه مزایایی دارد؟ - حفظ ارزش سرمایه
ارز دیجیتال مشاوره سرمایه گذاری اینستاگرام

به این مطلب امتیاز بدید

اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی