چگونه وارد بورس شویم | آموزش مهارت های سرمایه گذاری

چگونه وارد بورس شویم

چگونه وارد بورس شویم | آموزش مهارت های سرمایه گذاری

زمان مطالعه: ۴۵ دقیقه

stars

مقدمه

این دوره ده روزه راهنمای شما برای ورود به بازار بورس و شروع سرمایه گذاری و معامله گری در آن است.

امیدوارم نکات و تمرینات مطرح شده بتواند بخشی از نگرش شما را نسبت به بازار بورس شکل دهد و فصل تازه ای از مسیر کسب درآمد را برای شما فراهم کند.

 

در این ده روز با بخش های مختلف بازار بورس آشنا می شوید و بازارهای موازی بورس را می شناسید، منابع دریافت آمار و اخبار را یاد می گیرید و درک صحیحی از تحلیل گری و خرید و فروش سهام پیدا خواهید کرد.

گاهی در ابتدای مسیر یادگیری، دریافت اطلاعات اضافی می تواند کاملا گمراه کننده باشد بنابراین در این نوشتار سعی شده است تا حد ممکن حداقل های مورد نیاز یک سرمایه گذار بازار بورس مطرح شود و دریافت اطلاعات اضافی و حاشیه ای و حتی تخصصی به زمان های دیگری موکول شود.

 

دستاورد شما در پایان این ده روز

اگر مطالب نوشته شده را به دقت مطالعه کنید و خوب راجع به آن فکر کنید و تمرین های گفته ‌شده را بدرستی انجام دهید در پایان این ده روز می توانید معامله گری خود را در بازار شروع کنید و با یک سرمایۀ کم، اولین خرید و فروش های خود را انجام دهید.

 

 

دستاورد شما در پایان روز اول

در پایان روز اول فارغ از مساله بورس و معامله گری در آن، شما به صورت کلی با انواع حوزه های کسب و کار و علی الخصوص حوزه سرمایه گذاری آشنا می شوید.

 

آشنایی مختصر با انواع بازارهای سرمایه گذاری در ایران و آموزش چند نکته جذاب و ریز مربوط به هر کدام از این بازارها در مقدمه دوره آورده شده است تا حوزه کاری خود و به اصطلاح زمین بازی خود را بهتر بشناسید.

در این روز می آموزید که برای ورود به حوزه سرمایه گذاری باید نگرش جدیدی در خود ایجاد کنید و به دنبال کسب مهارت هایی باشید که حضور شما را در بازارهای سرمایه گذاری قدرتمندتر از پیش کند.

 

روز پرباری داشته باشید…

 

مهارت های سرمایه گذاری و دانستنی ‌های مربوط به آن

۱۵ سال پیش آقای دربند و آقای استقلال هردو با هم در اداره بازرگانی آن زمان که اکنون اداره ی صنعت، معدن و تجارت نامیده می شود استخدام شدند.

شرایط مالی هر دو نفر کمابیش به هم شبیه بود هر دو یک سالی از ازدواجشان می گذشت.

این آقای استقلال و آقای دربند با هم در یک اتاق مشغول کارهای اداری معمولی شدند.

 

زمان گذشت، …سال ها سپری شد و بعد از ۱۵ سال الان که وضعیت زندگی این دو نفر را بررسی می کنیم تفاوت های بسیار زیادی با هم دارند.

آقای استقلال منزل مسکونی خودش را دارد یک ماشین مدل بالا سوار می شود در چندین نقطه ی شهر صاحب ملک و خانه است که آنها را اجاره داده است و یک باغ هم دارد البته حساب های بانکی اش هم خوب هستند.

اما کمی آن طرف تر، آقای دربند هنوز در خانه اجاره ای زندگی می کند، با یک موتور به اداره رفت وآمد می کند و ماه به نیمه نرسیده حقوقش تمام می شود و باقی ماه را به سختی سپری می کند، آقای دربند حتی نمی تواند هزینه  تحصیل تنها دخترش را هم پرداخت کند.

 

یک لحظه با خودتان فکر کنید چه اتفاقی افتاده؟

این دو نفر هردو با هم استخدام شدند و شرایط مالی مشابه داشتند چه اتفاقی افتاده که اولی اینقدر وضع مالی اش خوب شده اما دومی هنوز به استقلال مالی نرسیده است؟

 

به نظر شما چه دلایلی وجود دارد؟

ممکن است یکی از جواب هایی که الان در ذهن برخی از شماها شکل گرفته این است که آقای استقلال از سمتش در اداره سوء استفاده کرده  است و زیرمیزی گرفته  است و گرنه چطور ممکن است که او اینقدر پیشرفت کند اما آقای دربند بیچاره در این وضعیت فلاکت بار باشد.

 

آیا این قضاوت به ذهن شما هم رسید؟

متاسفانه ما در جامعه به گونه ای بار آمده ایم که تا ثروت یک نفر را می بینیم سریع ذهن مان سراغ کارهای خلاف می رود و با خودمان می گوییم آخر مگر می شود با پول کارمندی  این همه ثروت بدست  آورد؟ پس حتما رفته سراغ کارهای خلاف.

 

اما خیالتان را راحت کنم آقای استقلال اصلا اهل کار خلاف نیست و تا حالا یکبار هم رشوه نگرفته است.

اما راستش را بخواهید آقای دربند چند باری به خاطر فشار مالی که رویش بود هرچند اصلا دلش نمی خواست اما مجبور به دریافت زیرمیزی شده است.

 

پس از این بابت خیالتان راحت که آقای استقلال اهل جمع کردن مال به روش خلاف نیست.

 

الان شاید با خودتان بگویید حتما آقای استقلال از طریق ارث یا برنده شدن در قرعه کشی بانکی به این ثروت رسیده است،  اما این اتفاق هم رخ  نداده و هیچ ارث و میراث و جایزه ای در کار نبوده است.

 

خوب پس دلیل چه می تواند باشد؟

و این اختلاف ثروت که در طول ۱۵سال حاصل شده  است از کجا آمده است؟

 

حتما این بار با خود می گویید حتما پای شغل دومی در میان است و من می گویم بله.

 

اما آقای دربند هم شغل دوم  دارد و هر روز که از اداره مرخص می شود تا پاسی از شب روی تاکسی یکی از دوستانش مسافر کشی می کند و درآمد حاصله را  یک جوری بین خودشان تقسیم می کنند ماشین از دوستش و کار از آقای دربند.

 

اجازه بدهید برای اینکه جواب درست این داستان را پیدا کنید سری به دسته بندی انواع مشاغل و کسب و کارها از دیدگاه رابرت کیوساکی بزنیم.

 

انواع کسب و کارها

اگر یک لحظه به تمام انواع کسب و کارهایی که در دنیا وجود دارد فکر کنید می بینید که می توان آنها را در چهار حوزه طبقه بندی کرد.

البته اینجا منظور کسب و کارهای قانونی است و همین الان شغلی که شما دارید می تواند متعلق به یکی از این حوزه ها باشد.

 

انواع کسب و کارها

 

این دسته بندی را به این خاطر انجام می دهیم تا معلوم شود شغل بورس که می خواهیم وارد آن شویم به کدام حوزه تعلق دارد.

چون هر حوزه تهدیدها و فرصت های مربوط به خود را دارد و اگر شما نتوانید حوزه کاری خودتان را و حوزه های مرتبط با آن  را  خوب بشناسید پس تهدیدها و فرصت های مربوط به شغل‌تان را هم به درستی نمی توانید ببینید.

 

کارمندی

اولین حوزه از این دسته مشاغل مربوط به کارمندی است.

کارمند بودن یک ویژگی خاص دارد که آن را از دیگر حوزه ها متمایز می سازد.

و آن ویژگی این است:

 

«در کارمندی شما برای دیگران کار می کنید»

 

متوجه هستید چه اتفاقی افتاده است؟

شما به عنوان یک کارمند برای فکر و اندیشه دیگران کار می کنید.

همه کارمندان دولت و  بخش خصوصی، همه کارگران کارخانجات و شرکت ها، همگی در این دسته قرار دارند.

 

کارمندی

 

 

از دیگر ویژگی ‌های این دسته این است که تقریبا امنیت شغلی دارند، تا ۳۰ سال سر کار هستند و بعد هم بیمه بازنشستگی و از این جور چیزها.

اما مشکل بزرگی که دارند این است که این افراد امنیت مالی ندارند.

الان اگر دقت کرده باشید من دو تا اصطلاح را در کنار هم آوردم یکی «امنیت شغلی» و دیگری «امنیت مالی»

 

اجازه بدهید کمی در مورد این دو تا اصطلاح توضیح بدهم:

امنیت شغلی یک ویژگی مهم کسب و کارها بود که بیست، سی سال قبل بسیار مورد توجه بود.

آن زمان اگر کسی شغلش دایمی بود از پرستیژ اجتماعی خاصی برخوردار بود و مردم جامعه به کسی که شغل ثابتی  داشت غبطه می خوردند.

 

حالا امنیت مالی را تشریح می کنیم

زرق و برق زندگی که الان وارد اجتماع شده‌ است و مسایل مالی را بسیار مهم جلوه می دهند در گذشته خیلی مهم نبودند یعنی اصلا به شکل امروزی وجود نداشتند تا دیده شوند.

چون در گذشته امکانات به شکل امروزی فراوان نبود پس یک نفر ثروتمند با یک نفر فقیر به لحاظ امکانات زندگی و نوع خانه مسکونی و وسیله های ارتباطی و حمل و نقل تفاوت آنچنانی نداشتند.

پس مباحث مالی خیلی به چشم نمی‌خورد.

اما امروزه چه بخواهیم و چه نخواهیم این میزان درآمد و ثروت و دارایی افراد است که در جامعه خیلی به چشم می‌زند.

پس تا الان به این نتیجه رسیدیم که امنیت شغلی در گذشته خیلی اهمیت داشت و امنیت مالی در حال حاضر خیلی اهمیت دارد.

اما یک نکته دیگر را فراموش نکنید: اینکه در دوره کنونی که قرار داریم آمارها نشان می دهند که هر کسب و کاری حداکثر ۵ سال دوام دارد و پس از آن ۵ سال باید تغییرات گسترده ای بکند و گرنه نمی تواند خودش را با شرایط جدید وفق دهد.

این آمارها خیلی هم بیراه نمی گویند یک لحظه به گذشته فکر کنید اگر پدری در خانواده شغل نجاری داشت آن شغل را از پدر خودش به ارث برده‌ بود و جالب بود که فرزند آن پدر هم دوباره نجار می شد یعنی سه نسل و حتی بیشتر در یک خانواده یک شغل را داشتند، کشاورزی و فروشندگی  هم به همین شکل بودند.

اما آیا در دنیای امروز این وضعیت به این شکل تکرار می شود؟

خودتان را در نظر بگیرید تاکنون چند کسب و کار را عوض کرده‌اید؟

آیا می خواهید همان کسب و کار خانوادگی تان را ادامه دهید؟

این بورسی که می خواهید وارد آن شوید یک کسب و کار است آیا قبلا پدر یا پدربزرگ شما در این شغل بوده؟

پس اقتضای دنیای امروز این است که شما کسب و کاری داشته باشید که از طریق آن به امنیت مالی برسید و تمام.

اتفاقا هرچه زودتر بازنشسته شوید بهتر است.

۱۰ سال کار کنید بعد بازنشسته شوید و به کارهایی بپردازید که همیشه دوست داشتید فارغ از دغدغه های مالی و شغلی به آن بپردازید.

 

خویش فرمایی

خویش فرما کسی است که برای خودش کار می کند به همین سادگی.

یعنی حاصل فکر و ایده خودش را به یک کار تبدیل کرده است و روی آن کار می کند.

یک مغازه دار  که کار فروشندگی می کند خویش فرماست چرا که حاصل فکر خودش که فرضا فروشندگی فلان محصول است به کسب و کار تبدیل کرده است و دیگر برای کسی کار نمی کند.

 

خویش فرمایی

 

خویش فرما اگرخودش کار نکند پولی بدست نمی آورد. این یکی از معایب این حوزه شغلی است.

همین مغازه دار اگر به هر دلیلی یک هفته مغازه اش را باز نکند آیا درآمدی خواهد داشت؟ خیر

خویش فرما معتقد است که هیچ کسی بهتر از خودش نمی تواند کار را انجام دهد و از واسپاری کارها به دیگران به شدت امتناع می ورزد.

 

کارفرمایی

کارفرما کسی است که دیگران برای او کار می کنند.

یعنی حاصل فکر و ایده خودش را به یک کسب و کار تبدیل کرده است و افراد دیگری را استخدام کرده است که برای او کار کنند.

کارفرما معتقد است که می تواند کارهایی را که در ذهن دارد به دیگران واسپاری کند و او خودش با مدیریت این افراد می تواند کار را به نتیجه برساند.

 

کارفرمایی

 

 یک سوال؟

تاکنون سه حوزه شغلی را معرفی کردیم، کارمندی، خویش فرمایی و کارفرمایی

از شما می خواهم که براساس میزان درآمد و جایگاه اجتماعی که دارند از ۱ تا ۳ به این سه حوزه درجه بدهید (درجه ۱ از همه بهتر است)

شاید شما هم با من هم عقیده باشید که در بین این ۳ دسته کارفرمایی در درجه اول قرار دارد بعد خویش فرمایی در درجه دوم و کارمندی در درجه ۳.

یک دلیل هم این است کارفرما دیگران برایش کار می کنند، خویش فرما برای خودش کار می کند اما کارمند برای دیگران کار می کند.

 

حالا یک سوال دیگر؟

کدام یک از این سه حوزه بیشتر مورد اقبال جامعه است؟

به عبارت دیگر اغلب افراد سعی می کنند خودشان را در کدام گروه جای دهند؟ به ترتیب درجه شماره‌گذاری کنید.

من اعتقاد دارم چیزی که می بینم این است که مردم جامعه اغلب تلاش می کنند تا به حوزه کارمندی  برسند، بعد حوزه خویش فرمایی و حوزه کارفرمایی در درجه سوم قرار دارد.

جریان چیست چرا این اتفاق می افتد؟

با وجود اینکه کارفرمایی اعتبار اجتماعی بالاتری دارد جریان درآمدی بیشتری ایجاد می کند اما چرا مردم کمتر تلاش می کنند به آن برسند؟

جواب در یک کلمه نهفته است «ریسک».

حوزه کارمندی ریسک به مراتب کمتری نسبت به حوزه کارفرمایی دارد.

در کارفرمایی درست است که درآمد بالاتر می رود اما همراه با خطراتی است که مغز انسان به شدت از آن گریزان است.

در مغز انسان بخشی وجود دارد به نام «مغز قدیم».

وظیفه این بخش از مغز فقط و فقط حفظ حیات است.

هر چیز دیگری برای او در درجه و اعتبار کمتری قرار خواهد گرفت.

اینکه مغز قدیم مرکز فرماندهی کل مغز را هم برعهده دارد.

پس طبیعی است که انسان ها در حالت عادی بیشتر به سمت حوزه ای خواهند رفت که ریسک و خطر کمتری داشته ‌باشد.

شما در جامعه به ازای هر کارفرمای موفقی که می بینید  ده ها کارفرمای ناموفق دیگر هم وجود دارد که الان یا گوشه بیمارستان هستند یا زندان هستند یا مجبور به ترک خانه و کاشانه خود شده اند.

فقط به دلیل اینکه در کاری که وارد شده اند ریسک زیادی وجود داشته و این ریسک باعث شده که جریان زندگی شان عوض شود.

اما برگردیم به تقسیم بندی حوزه های کسب و کار

تاکنون سه حوزه کسب و کار را بررسی کردیم: کارمندی،خویش فرمایی وکارفرمایی

 

حوزه چهارم کدام است؟

قبل از اینکه حوزه چهارم را معرفی کنیم بگذارید یک نکته ای را بگویم:

حوزه چهارم این خاصیت را دارد که شما در هر شغل و کسب و کاری که باشید می توانید وارد این حوزه شوید و در آن فعالیت داشته باشید

البته یک نکته بسیار مهم!

اجازه بدهید جمله‌ی بالا را به این شکل تصحیح کنم

حوزه چهارم این خاصیت را دارد که شما در هر شغل و کسب و کاری که باشید«بایــد» وارد این حوزه شوید و در آن مشغول فعالت شوید.

بله درست شنیدید در دنیای امروزی تنها فعالیت کردن در حوزه هایی که گفتیم هرگز کافی نیست و شما باید وارد حوزه دیگری هم بشوید.

 

حالا یک سوال مهم!

اگر وارد این حوزه نشویم چه اتفاقی می افتد؟

مگر چه اشکالی دارد یک نفر تا آخر عمرش فقط کارمند باشد یا فقط خویش فرما باشد؟

جواب این است…

اگر شما وارد حوزه چهارم کسب و کارها نشوید هرگز به استقلال مالی دست پیدا نخواهید کرد.

 

استقلال مالی

 

برای اینکه مفهوم استقلال مالی را بهتر متوجه شوید آقای استقلال و آقای دربند را در ابتدای فصل به یاد  بیاورید.

آقای استقلال به این دلیل از آقای دربند در مباحث مالی جلو زده بود که وارد حوزه چهارم شده‌ بود.  

اما آقای دربند به همان حوزه کارمندی اکتفا کرده ‌بود و هرگز جرات ورود به حوزه دیگر را پیدا نکرده ‌بود.

حالا با این تفاسیر ببینیم این حوزه چهارم کسب و کارها کدام حوزه است؟

 

سرمایه گذاری

حوزه چهارم کسب و کارها، سرمایه گذاری نام دارد.

قبل از اینکه به تشریح این حوزه بپردازیم یک سوال می پرسم و انتظار دارم راجع به آن فکر کنید  و پاسخ را در ذهن خود داشته باشید.

اگر در حوزه کارمندی برای دیگران کار می کردید، در حوزه خویش فرمایی، برای خودتان کار می کردید و در حوزه کار فرمایی دیگران برای شما کار می کردند، حالا بگویید در حوزه سرمایه گذاری چه اتفاقی می افتد؟ و چه کسی برای چه چیزی کار می کند؟

فکر کنید و جواب خودتان را در ذهن داشته باشید….

در حوزه سرمایه گذاری این «پول» است که برای شما کار می کند. بله درست شنیدید پول برای شما کار می کند.

تفاوت را درک می کنید؟ این حوزه با همه حوزه های دیگر تفاوت اساسی دارد.

در حوزه های قبل آدم ها برای همدیگر کار می کردند و در دو طرف انسان وجود داشت اما در این حوزه یک طرف ماجرا پول است.

 

سرمایه گذاری

 

اما پول چیست که می تواند برای ما کار کند؟

اصلا مگر پول می تواند کار کند؟

همیشه این دو تا تعریف را از پول در ذهن داشته باشید:

تعریف اول: پول باهوش ترین موجود بی جان روی زمین است.

 

و دقت کنید که  در حوزه سرمایه گذاری شما می توانید یک موجود باهوش را به خدمت بگیرید

پس اگر بتوانید درست از آن استفاده کنید می توانید به سودهای کلان برسید.

« تعریف بالا معادل سودکردن در حوزه سرمایه گذاری است»

 

تعریف دوم: پول ترسوترین موجود بی جان روی زمین است.

پول ترسو است به این معنی که اگر در جایی احساس امنیت نکند به سرعت از آنجا خارج می شود یعنی اگر نتوانید یک مکان امن برای پول پیدا کنید آن را از دست خواهید داد. 

 

 یکی از بزرگان بورسی در این رابطه می‌گوید:

«وقتی پول متوجه می شود در دستان خوبی قرار دارد، تمایل پیدا می کند در آن دستان بماند و چندبرابر شود.»

«این تعریف معادل ضررکردن در حوزه سرمایه گذاری است»

امیدوارم شما هم تا الان به این نکته مهمی که می خواهم در ادامه به آن اشاره کنم  پی برده‌ باشید.

 

نکته مهم این است:

حوزه سرمایه گذاری با حوزه های دیگر بسیار متفاوت است اصلا فضای ذهنی کسی که می خواهد وارد این حوزه شود باید متفاوت از دیگر حوزه های قبلی باشد.

می خواهم این موضوع را بگویم که اگر می خواهید وارد حوزه سرمایه گذاری شوید نمی توانید با همان ذهنیت قبلی این مسیر را ادامه دهید باید حواستان باشد که به تدریج فضای ذهنی‌تان را به گونه ای تغییر دهید که متناسب با کارکردن با پول باشد.

در حوزه های قبلی شما با انسان ها کار می کردید اینجا با پول کار می کنید.

در حوزه های قبلی شما برای پول کار می کردید اما در اینجا این پول است که برای شما کار می کند.

پس فضا کاملا متفاوت است و باید خودتان را آماده کنید تا تغییرات ذهنی بزرگی در شما شکل گیرد.

 

وقتی می خواهید وارد این حوزه شوید باید با خودتان خلوت کنید به خودتان بقبولانید که مسیری جدید در زندگی پیش رویتان است و خودتان را برای آن آماده کنید.

 

حتما تا حالا حدس زده‌اید که داستانی که در ابتدای فصل تعریف شد به این شکل ادامه خواهدیافت:

آقای استقلال همان اوایل شروع کسب و کار کارمندی، هم زمان وارد حوزه سرمایه گذاری هم شده است و از این طریق توانسته‌است به مجموع دارایی هایش اضافه کند و پول را به خدمت خودش بگیرد.

 

اما آقای دربند همچنان به شغل کارمندی قناعت کرده‌ و همیشه فقط در  بند   هزینه های روزمره زندگی اش مانده‌است.

و هیچگاه نتوانسته با حقوق کارمندی دارایی هایش را اضافه کند.

 هرگز با درآمد حاصل از کار نمی توانید دارایی تان را افزایش دهید.

معمولا وقتی در مورد افراد ثروتمند صحبت می شود نمی گویند ماهیانه اینقدر درآمد دارد بلکه می گویند فلانی اینقدر دارایی دارد.

در اینجا خوب است که شما را با یک قانون بسیار مهم آشنا کنم.

 

قانون پارکینسون

برطبق قانون پارکینسون در حوزه مالی، هرچقدر که درآمد شما افزایش یابد به همان اندازه هزینه های شما افزایش می‌یابد.

پس فرض کنید شما کارمند هستید اگر درمیانه سال یا ابتدای سال، افزایش حقوق داشته باشید آیا این افزایش حقوق، سر ماه پس انداز می شود یا اینکه هزینه های شما هم به همان اندازه افزایش خواهدیافت؟

فرقی هم نمی کند شما خویش فرما یا کارفرما باشید باز هم هزینه های زندگی تان آنقدر بالا می روند که خودشان را با میزان درآمد و حتی بیشتر از آن سازگار کنند.

 

قانون پارکینسون

 

انسان ها به گونه ای رفتار ‌می کنند که با افزایش درآمد، معمولا رفاه زندگی شان را بالا می برند در حالی که روش اصولی این است که فعلا رفاه را به تاخیر بیندازیم و با افزایش درآمد به پس انداز کردن قسمتی از آن بپردازیم سپس آن را در حوزه سرمایه گذاری وارد کنیم و پایه های مالی جدیدی برای خودمان شکل دهیم.

به این ترتیب بعد از ایجاد چندین پایه مالی و درآمدی قدرتمند، می توانیم به افزایش رفاه زندگی هم فکر کنیم.

این بخش تمام شد پیشنهاد می کنم خیلی خوب راجع به آن فکر کنید.

 

آیا می خواهید وارد حوزه سرمایه گذاری شوید؟

شاید در حال حاضر بیکار باشید اما آیا این بیکاری، یک فرصت بی‌نظیر و عالی برای شما فراهم می کند که از همان ابتدا ذهنیت خود را روی این نوع کسب و کار تنظیم کنید؟

تا حالا به این نتیجه رسیده‌ایم که فارغ از هر نوع کسب و کاری که داریم باید وارد حوزه سرمایه گذاری شویم. پس از این به بعد سعی می کنیم این حوزه را بهتر و بیشتر بشناسیم. 

 

معرفی بازارهای سرمایه گذاری در ایران

در این بخش نگاهی خواهیم داشت به چند تا از بازارهای مالی و سرمایه گذاری که شما می توانید در حوزه سرمایه گذاری در آنها فعالیت داشته باشید.

 

اما قبل از اینکه به معرفی این بازارها بپردازیم یک سوال از شما می پرسم و دوست دارم با دقت به آن جواب بدهید:

اگر همین الان من یک میلیارد تومان پول نقد به شما بدهم و بگویم این پول را سرمایه گذاری کنید هدف اصلی شما چه خواهدبود؟

به عبارت دیگر هدف شما از سرمایه گذاری کردن این یک میلیارد تومان در یک بازار سرمایه گذاری چیست؟

خب این سوال را بارها من سر کلاس پرسیده ام و شاید ۹۸ درصد افراد جوابی که می دهند کاملا مشابه به همدیگر است و متاسفانه غلط است.

من جواب این عد‌ه ۹۸ درصدی را می نویسم و شما هم آن را با جوابی که خودتان در ذهن داشتید مقایسه کنید.

در جواب این سوال اکثر قریب به اتفاق افراد می گویند «خب معلوم است برای اینکه این پول را بیشتر کنیم»

یعنی می گویند هدف اصلی آنها از سرمایه گذاری افزایش میزان دارایی است.

که کاملا غلط است و هرکس صرفا با این هدف وارد بازار شود ریسک‌های بسیار زیادی سر راهش به وجود خواهد آمد.

پاسخ شما چی بود؟ نکند شما هم می‌خواستید این پول را بیشتر کنید؟

حالا من جواب درست را به شما می‌گویم:

هدف اصلی شما از سرمایه گذاری کردن در وهله اول باید حفظ ارزش سرمایه باشد.

یکبار دیگر جمله را با همدیگر مرور می کنیم هدف اصلی از سرمایه گذاری کردن باید حفظ سرمایه باشد.

 

دلایل سرمایه گذاری

 

اگر این یک میلیارد تومانی که به دستتان رسیده ‌است صرفا بخاطر افزایش مقدار آن بخواهید سرمایه گذاری بکنید خیلی راحت با دیدن اولین بازار پرسود، پولتان را وارد آن می کنید به این امید که سرمایه تان چند برابر شود.

 اگر یادتان باشد ما در تعریف پول گفتیم «ترسوترین موجود بی جان» حالا اگر شما این موجود بی جان را وارد یک بازار نا امن کنید چه بلایی سر آن خواهد آمد؟

ممکن است الان با خودتان بگویید خب از کجا معلوم این بازار که پول را وارد آن کرده ایم ناامن است و پولمان از دست خواهد رفت؟

گیریم که این بازار مطمئن است و اتفاقا سود خوبی هم نصیب تان شد اما چون ذهنیت سرمایه گذاری شما صرفا افزایش دارایی است پس حتما در دفعات بعدی این پول را وارد بازارهای پرخطر خواهید کرد.

و البته کافیست فقط یکبار این کار را انجام دهید.

مگر آدم ها چند بار در عمرشان ورشکست می شوند و همه دارایی و دار‌ و ندارشان را از دست می دهند؟

 

کافی است یکبار دچار این واقعه بد شوید و آن وقت با گوشت و پوست و استخوان درک خواهید کرد که هدف اصلی در سرمایه گذاری باید و باید حفظ سرمایه باشد

بعد از اینکه این اصل مهم را رعایت کردید حالا اولویت بعدی افزایش میزان دارایی خواهدبود.

وارن بافت ثروتمند افسانه ای که همه ثروتش را از راه سرمایه گذاری کلان در بازارهای مالی بدست ‌آورده ‌است یک جمله زیبا دارد.

 

وارن بافت می‌گوید:

اگر می خواهید پولتان را در بازارهای مالی سرمایه گذاری کنید باید این دو اصل را سرلوحه کار خود قرار دهید

اصل اول اینکه مراقب سرمایه خود باشید

  و اصل دوم اینکه اصل اول را هرگز فراموش نکنید.

 

این نکته از زبان کسی که تمام عمرش را در بازارهای سرمایه گذاری سپری کرده است نشان‌دهنده اهمیت موضوع توجه به اصل سرمایه است، تا در این راه از بین نرود.

حالا با این مقدمه، بازارهای سرمایه گذاری در ایران را معرفی می کنیم:

 

بازار سکه و طلا

یکی از قدیمی ترین، شناخته شده ترین، مطمئن ترین و جذاب ترین بازار سرمایه گذاری نه فقط در ایران بلکه در کل دنیا، بازار طلاست.

طلا به سبب ارزشمندی ذاتی که دارد هیچ وقت ارزش خود را از دست نمی دهد بنابراین از دیرباز در میان انسان ها به عنوان وسیله ای مطمئن جهت نگهداری دارایی استفاده شده‌ است.

بازار طلا نوسانات زیادی دارد و از طریق بهره گیری از این نوسانات می توان در بازه های زمانی کوتاه مدت، میان مدت یا دراز مدت، دارایی خودتان را افزایش دهید.

اگر همین امروز بخواهید با حداقل دارایی وارد این بازار شوید و به سرمایه گذاری در بازار طلا بپردازید چه مقدار پول نیاز خواهید داشت؟

آیا با پانصد هزار تومان می توان وارد این بازار شد؟

قطعا خیر،

اما اما با پولی حدود ۱۰ میلیون تومان می شود وارد این بازار شد و شروع به کار کرد.

این حداقل پولی است که باید داشته باشید و طبیعی است که برای مقادیر بسیار بیشتر هم این بازار ظرفیت دارد.

 

بازار سکه و طلا

 

اگر بخواهید طلا بخرید باید به کجا مراجعه  کنید؟

به مغازه های طلا فروشی یا اخیرا وب سایت هایی که به صورت آنلاین طلا می فروشند.

داد و ستد طلا و سرمایه گذاری کردن روی آن در ایران یک بازار سنتی و غیر رسمی دارد.

به این معنی که یک سازوکار رسمی و منسجم بر آن حاکم نیست  پس احتمال کلاهبرداری و تقلب در این بازار وجود دارد.

البته یک سری صندوق های سرمایه گذاری طلا هم وجود دارند که می توانید با سرمایه گذاری کردن در آنها، دارایی خود را وارد بازار طلا کنید.

 

فرض کنیم می خواهید در بازار سنتی طلا سرمایه گذاری کنید برای این کار چه نوع طلایی خریداری می کنید؟

طلای زینتی یا ویترینی؟

طلای دست دوم یا شکسته؟

طلای آب شده؟

یا شمش طلا؟

ملاحظه می کنید که در این بازار هم گزینه های مختلفی برای خرید و فروش وجود دارد که باید هنگام مراجعه به بازار طلافروشان نکات مربوط به هرکدام را مدنظر داشته باشید.

 

نکته مهم این است که طلای زینتی یا ویترینی برای سرمایه گذاری گزینه مناسب نیست چرا که موقع فروش طلای زینتی را به عیار ۱۸ به شما می فروشند اما همان طلا را حتی یک ساعت بعد بعنوان طلای ۱۷ عیار از شما خریداری می کنند و این یعنی از همان ابتدا زیانی را متوجه خود کرده‌اید.

پس حواستان باشد اگر می خواهید وارد این بازار شوید روی چه نوعی از طلا سرمایه گذاری می کنید.

 

طلای دست دوم و طلای آب شده هر دو گزینه مناسبی برای خرید و نگهداری هستند چرا که در هنگام فروش فقط کارمزد کسر می‌گردد و از عیار آن کاسته نمی شود.

در دوره هایی که طلا رونق زیادی در جامعه پیدا می کند بارها در اخبار شنیده می شود که مراقب باشید از چه کسانی طلا می‌خرید مراقب باشید طلای تقلبی به شما ندهند چون بارها پیش آمده که طلای آب شده ای که فروخته شده است فقط روکش طلا داشته و داخل آن فلز مس بوده‌است.

 

طلای آب شده

 

اگر می خواهید وارد حوزه سرمایه گذاری روی طلا شوید دقت داشته باشید که حتما از افراد آشنا و مطمئن خریداری کنید و فاکتور معتبر دریافت کنید.

هنگام خرید طلای آب شده به کد حک شده روی آن دقت کنید.

این کدهای حک شده روی طلای آب شده انگ طلا نامیده می شود و توسط واحدهای ری گیری معتبر که مراکز عیارسنجی طلا هستند زده خوهد شد.

 

حالا که وارد بحث سرمایه گذاری روی طلا شده ایم کمی هم در رابطه با سکه صحبت کنیم.

 

اگر می خواهید وارد بازار سرمایه گذاری روی سکه شوید قبل از هر چیزی باید انواع سکه را بشناسید.

سکه های رسمی در ایران که تحت نظارت بانک مرکزی ضرب می شوند در دو نوع، یکی سکه بهار آزادی طرح  قدیم و دیگری سکه بهار آزادی طرح جدید است.

به سکه بهار آزادی طرح جدید سکه امامی هم گفته می شود و تفاوتش با سکه بهار آزادی تنها در طرح روی سکه است و گرنه از لحاظ وزن و عیار هر دو سکه با هم برابرند.

وزن سکه هشت گرم و ۱۳۳ سوت است و عیار آن ۲۲ است. حتما می‌دانید که عیار طلای خالص ۲۴ است که معادل ۱۰۰۰ هم در نظر گرفته می شود با این حساب  سکه با عیار ۲۲ دارای کمی ناخالصی است و با عدد ۹۰۰ هم مشخص می شود.

 این نکته را اضافه کنم که طلای ویترینی که طلا فروش‌ها می فروشند ۱۸ عیار است معادل ۷۵۰ است.

این ۷۵۰ به این معنی است که از ۱۰۰۰ گرم این طلا، ۷۵۰ گرم آن طلای خالص است و مابقی نیکل و سرب و مس است.

حالا چرا به طلای خالص ناخالصی اضافه می کنند؟

چون طلابه تنهایی فلزی نرم است و نمی تواند مقاومت خوبی در برابر ضربه داشته باشد.

از همین جا می توانیم به این نکته پی ببریم که چرا می گویند وقتی سکه خریدید آنها را از حالت پلمپ خارج نکنید و به اصطلاح به شکل وکیوم باشد، دلیلش این است که سکه اگر به صورت پلمپ نباشد نرم است و به راحتی می تواند خم شود و از شکل اولیه اش خارج شود.

 

خب برگردیم سراغ سکه

در خرید سکه به این نکته توجه کنید که همیشه سرمایه گذاری شما روی سکه های امامی (بهار آزادی طرح جدید) باشد و نه سکه های طرح قدیم.

چون معمولا سکه های طرح قدیم هنگام فروش، مشتری کمتری خواهندداشت و همین باعث خواهدشد که به قیمت کمتری آن را بفروشید.

نکته بسیار مهم بعدی در خرید سکه،که خیلی از افراد نسبت به آن بی اطلاع هستند سال ضرب سکه است.

 

سوال: اگر همین الان بخواهید سکه امامی بخرید سال ضرب آن باید چه سالی باشد؟

سکه در سال های مختلفی ضرب شده است و می شود، اما آخرین سالی که روی سکه ها حک می شود سال ۱۳۸۶ است.

یعنی اگر امروز هم سکه  جدیدی  ضرب شود باز هم سال ضرب آن را ۱۳۸۶ می نویسند.

اما در بازار سکه هایی که سال ضرب پایین تری دارند هم وجود دارد مثلا سال ۱۳۷۶.

حالا اگر شما به یک طلافروشی بروید و بخواهید سکه امامی بخرید گاهی فروشنده بدون اینکه این نکته را به شما بگوید سکه ای به شما می‌دهد که مثلا سال ضرب آن ۱۳۷۶ است.

اگر همان لحظه آن سکه را بخواهید جای دیگری بفروشید با حدود ۸۰۰ هزار تومان زیر قیمت آن را از شما می‌خرند و وقتی دلیلش را می‌پرسید می گویند چون سال ضرب سکه ۱۳۸۶ نیست به همین سادگی.

خیلی از افراد در بازار سکه با این مشکل روبرو شده اند و صرفا به خاطر یک نا آگاهی مبلغ زیادی ضرر کرده اند.

 

 

سال ضرب سکه

 

 

این نکات در مورد سکه و طلا را به این خاطر در این مبحث یادآوری می کنم که به این موضوع پی ببرید که اگر می خواهید وارد هر بازاری شوید ابتدا آن بازار را خوب بشناسید و با آگاهی کامل وارد آن شوید و صرفا یک شناخت کلی به هیچ عنوان کافی نیست.

 

قبل از اینکه صحبت هایم در رابطه با این بازار را به انتها برسانم یک سوال دیگر می پرسم:

شما فکر می کنید کدام بازار برای سرمایه گذاری مناسب‌تر است بازار سکه یا طلا؟

 

طلا بخریم یا سکه؟

ممکن است پیش خودتان بگویید خب چه فرقی می کند هر دو طلا هستند و هر دو مثل همدیگر رشد یا سقوط می کنند.

اما در واقع این گونه نیست.

نوسانات طلا و سکه در بازار در یک جهت هستند اما با هم برابر نیستند.

ذات بازار سکه بسیار نوساناتی تر از طلاست.

یعنی میزان افزایش یا کاهش قیمت سکه در مقابل طلا بسیار می تواند بیشتر باشد و به اصطلاح بازاری ها، سکه می تواند حبابی شود یعنی با هیجانات بازار قیمتش یک دفعه خیلی زیاد شود و اگر هیجانات بازار خوابید قیمت یک دفعه خیلی کاهش پیدا کند.

 

طلا بخریم یا سکه

 

پس اینکه در کدام بازار سرمایه گذاری کنید برمی گردد به وضعیت درونی خود شما.

و بستگی به این دارد که با کدام بازار احساس راحتی بیشتری می کنید با طلا که نوسانات آرام و معتدلی دارد یا سکه که نوسانات شدیدتر و بیشتری دارد.

دوستی داشتم می گفت مقداری پول نقد دارم ولی با وجود اینکه می دانم سکه قیمتش طی چند هفته آینده رشد بسیار خوبی خواهد داشت اما جرات نمی کنم پولم را در سکه سرمایه گذاری کنم چون حوصله این‌ ‌همه بالا و پایین رفتن قیمت را ندارم و آرامشم را برهم می‌زند در حالی که عده ای دیگر نوسانات شدید بازار را دوست دارند و با آن بیشتر سازگار هستند.

بازار مسکن و املاک

اگر با حداقل ۱۰ میلیون تومان می توانستید وارد بازار سکه و طلا شوید اینجا دیگر با این پول ها به هیچ جایی نمی رسید.

حداقل پولی که برای ورود به بازار مسکن لازم دارید چیزی در حدود ۵۰۰ میلیون تومان است که بسته به شهرهای مختلف ایران و مکان سرمایه گذاری می تواند بیشتر یا کمتر باشد.

بازار مسکن هم مثل بازار طلا، یک بازار غیررسمی است و قوانین مدونی بر نحوه عرضه و تقاضای آن حاکم نیست همین باعث می شود که هنگام ورود به این بازار باید مراقب باشید گیر آدم های متقلب و کلاهبردار نیافتید.

 

بازار مسکن

 

ممکن است با خودتان بگویید من چه کاری با بازار مسکن دارم، من آمده ام تا بورس یادبگیرم به من چه ربطی دارد که بازار مسکن و سازوکار آن چگونه است؟

در جواب این سوال باید بگویم شما اگر می خواهید وارد بازار بورس شوید موفق نخواهید شد مگر آنکه بازارهای موازی را هم بشناسید و سازوکار آنها را درک کنید و دوره های رونق و رکود آنها را بشناسید.

 

اگر شما می خواهید در بورس فعالیت کنید هم باید زمین بازی  بورس را خوب بلد باشید و هم حوزه ای که بورس در آن واقع شده است.

بنابراین این بحث ها را با دقت بخوانید و سعی کنید آنها را خوب متوجه شوید.

بازار مسکن یکسری ویژگی هایی دارد که در ادامه به آن می پردازیم:

  • بازار مسکن یک بازار محلی است به این معنی که خریداران ملک شما صرفا افرادی هستند که در همان شهر یا محله مورد نظر قراردارند. برخلاف طلا که در هر جایی قابل فروش است مسکن این ویژگی را ندارد.

 

  • نقد شوندگی این بازار پایین است. نقدشوندگی اصطلاحی است که در بازار سرمایه گذاری بسیار رایج است و شما باید با آن آشنا باشید.

نقدشوندگی به این معنی است که اگر شما بخواهید دارایی تان که اینجا مسکن است به پول نقد تبدیل کنید به صورت متوسط چقدر زمان لازم دارد؟

معمولا برای فروش یک ملک یا یک خانه یک ماه زمان لازم است در حالی که برای فروش یک سکه طلا، شاید در حد یکی دو ساعت زمان لازم باشد.

پس نقدشوندگی بازار مسکن پایین است ولی نقدشوندگی بازار طلا بسیار بالاست.

  • تغییر قیمت ها در بازار مسکن زمان بر است. معمولا ۶ ماه تا یک سال زمان می برد تا قیمت مسکن دچار تغیر شود در حالیکه تغییرات قیمت سکه، لحظه ای است و هر دقیقه می توان قیمت آن را مشاهده کرد.

 

  • در بازار مسکن قیمت ها شفاف نیست به این معنی که اگر الان بخواهید ملکی را قیمت گذاری کنید ممکن است هر کارشناسی یک قیمت را بدهد در حالی که قیمت طلا و سکه با توجه به میزان عرضه و تقاضای بالای آن در هر لحظه مشخص و قابل استعلام است.

مجموعه این موارد  باعث شده است که بازار مسکن در ایران هنوز به صورت یک بازار سنتی باقی بماند.

هر چند در این سالها زمزمه ایجاد بورس مسکن هم به گوش می‌خورد و شاید در آینده بورس مسکن هم راه‌اندازی شود.

در این صورت و با راه‌اندازی بورس مسکن تمام نکاتی که در مورد این بازار گفتیم قابل ارزیابی مجدد خواهدبود.

 

نکته پایانی در مورد این بازار اینکه، هرکدام از ما، حداقل یکبار در طول عمرمان مجبور می شویم وارد این بازار شویم حالا نه به قصد سرمایه گذاری بلکه به قصد خانه دارشدن، و چه بسیارند افرادی که حاصل سال ها پس انداز خود را با این یکبار واردشدن به بازار مسکن به یکباره از دست داده‌اند.

پس مراقب باشیم و نسبت به این بازار و سازوکارهای معامله گری در آن بی تفاوت نباشیم.

 

بازار سپرده گذاری در بانک

حتما با خودتان می گویید مگر بانک هم جزء بازارهای سرمایه گذاری است؟

یا شاید بگویید بانک مخصوص افرادی است که خودشان نمی توانند با پولشان هیچ کاری بکنند بنابراین آن را در بانک سپرده گذاری می کنند.

یا شاید بگویید بانک امن ترین و کم ریسک ترین نوع سپرده گذاری است.

همه این تصورات بالا اشتباه است.

اولا بانک هم مثل دیگر بازارها، یک بازار سرمایه گذاری است و در برهه هایی از زمان هم می تواند حتی پرسودترین بازار هم باشد و شاید کم ریسک ترین.

و در بازه هایی از زمان  هم می تواند ضررده ترین و نا امن ترین بازار برای سرمایه گذاری باشد.

کسانی که در گذشته در بازارهای سرمایه گذاری حضور داشته اند حتما می‌دانند که طی سال های ۹۵،۹۴،۹۳ و نیمه اول ۹۶ بانک پرسودترین حوزه سرمایه گذاری در ایران بود و هیچ کدام از بازارهای دیگر به اندازه بانک کم دردسر نبودند.

در این سال ها نرخ سود بانکی در ایران ۲۲ درصد و نرخ تورم هم چیزی حدود ۱۲ درصد بود

یعنی سالیانه سود خالص ۱۰ درصد می توانستید از بانک بدست بیاورید و در حالی که بازار مسکن در این سال ها دچار رکود شدید بود بازار طلا رشد چندانی نداشت و بازار بورس هم تا حدودی ضررده بود.

پس نقش بانک را نادیده نگیرید و نسبت به نرخ سود بانکی و نرخ تورم و مصوبات بانک مرکزی و تصمیماتی که گرفته می شود نباید بی تفاوت باشید.

 

بازار ارز

 بازاری است که در ایران غیرقانونی اعلام شده و خرید و فروش و نگهداری ارز در خانه در سطح بیشتر از ۱۰۰۰۰ یورو، پولشویی محسوب می شود و غیرقانونی است.

اما این دلیل نمی شود که از نوسانات بازار ارز غافل باشیم.

اگر می خواهید همه بازارهای دیگر را رصد کنید و از وضعیت حال و آینده آنها اطلاع کسب کنید لازم است که بتوانید فراز و فرودهای بازار ارز و بخصوص نرخ دلار را در دست داشته باشید.

تاثیرپذیری بازارهای سرمایه گذاری از نرخ دلار در ایران، بسیار زیاد است و نوسانات دلار می تواند بر بازار مسکن، طلا، سکه و دیگر بازارهای دیگر اثر مستقیم داشته باشد.

 

بازارهای نوظهور

با توجه به رشد سریع تکنولوژی و ضریب نفوذ اینترنت و شبکه های اجتماعی در میان مردم، هر لحظه احتمال وجود بازارهای جدید برای سرمایه گذاری وجود دارد.

بازارهایی که  تا قبل از آن هرگز نامی هم از آنها شنیده‌ نشده بود.

 

بیت کوین

 

یکی از این بازارهای نوظهور، بازار سرمایه گذاری روی ارزهای دیجیتال است ارزهای دیجیتال و در راس آنها بیت کوین بعنوان یک بازار سرمایه گذاری جذاب از حدود سال های ۲۰۱۲ به بعد شناخته شده اند.

این بازارها جهانی هستند و البته در ایران هنوز به رسمیت شناخته نشده اند.

خرید و فروش ارزهای دیجیتال تاکنون که سال ۹۹ است در ایران غیرقانونی اعلام شده است و وارد شدن به این بازارها به دلیل تحریم های آمریکا علیه ایران، می تواند ریسک مسدودشدن حساب کاربری را به همراه داشته باشد.

 

بازار بورس

و بالاخره رسیدیم به بازاری که هدف تان از مطالعه این نوشته واردشدن به همین بازار است.

در ادامه خیلی خلاصه راجع به بازار بورس نکاتی را اشاره می کنم و این که چگونه وارد بورس شویم و چگونه معامله گری در این بازار را شروع کنیم را به بخش های بعدی موکول می کنیم.

 

بازار بورس برخلاف بازارهای مسکن، طلا و ارزهای دیجیتال و بازار خودرو، یک بازار رسمی و سازمان یافته است.

به این معنی که بر کار این بازار، نظارت می شود و امکان تقلب و کلاهبرداری به شیوه‌ای که در بازارهای دیگر وجود دارد اینجا وجود ندارد.

 

بازار بورس بازاری است که با کمترین میزان سرمایه می توانید وارد آن شوید و به کسب درآمد بپردازید.

طبق آخرین قانونی که برای حداقل معاملات بورس وضع شده است حداقل یک معامله ۵۰۰ هزارتومان است. پس ورود به این بازار و کسب تجربه در آن، در ابتدا ریسک چندانی ندارد.

همانطور که گفتیم در بخش های بعدی این دوره تمرکز اصلی روی بورس خواهد بود و آن را از پایه توضیح خواهیم داد.

 

 

نقدینگی موجود در بازار

چیزی که می خواهم بگویم می تواند ارزش حداقل چند صدمیلیونی برای شما داشته باشد پس با دقت به آن توجه کنید.

 

به عنوان یک سرمایه گذار و کسی که می خواهد وارد بازار بورس شود نباید فقط و فقط نگاهتان به این بازار باشد بلکه باید بازارهای موازی بازار بورس را هم بشناسید و جریان نقدینگی و ورود و خروج نقدینگی به این بازارها را هم تشخیص دهید.

 

باید بتوانید میزان بزرگی نقدینگی در کشور را درک کنید، بتوانید این آمار را از داده‌های آماری بانک مرکزی استخراج کنید نرخ رشد آن را زیر نظر بگیرید، با سال های قبل مقایسه کنید.

مصوبات بانک مرکزی در مورد کنترل جریان نقدینگی در کشور را زیر نظر بگیرید و خلاصه به صورت کلی، جریان ورود نقدینگی به بازارها را چک کنید.

در یک سری دوره های زمانی جریان پول وارد بازار بورس می شود در برهه ای دیگر وارد بازار ارز می شود و در زمانی دیگر وارد بازار مسکن می شود و به همین شیوه این نقدینگی در ایران، به سمت بازارهای مختلف حرکت خواهدکرد.

باید بتوانید جریان خروج نقدینگی از بازاری که در حال کار در آن هستید را به موقع تشخیص دهید تا دچار زیان های کلان نشوید.

 

نقدینگی بازار

 

 

یک زمانی(سال ۹۸) تحلیل گران می گفتند هر زمان ارزش بازار کل بورس به اندازه‌ی نصف کل نقدینگی کشور رشد کرد به احتمال زیاد ریزش بورس شروع خواهد شد.

آن زمان نقدینگی کشور حدود ۲۲۰ ترلیون تومان بود و ارزش بورس هم چیزی حدود ۱۳۰ ترلیون، در این زمان ها می گفتند با توجه به تجربیاتی که در دوره های ریزش قبلی بورس وجود داشته معمولا در این مواقع بورس ریزش خودش را شروع خواهد کرد اما در کمال تعجب بازار بورس در سال ۹۸ به رشد شدید خودش ادامه داد و اکنون که  سال ۹۹ است ارزش بورس ایران به بیش از ۷۰۰۰ ترلیون رسیده‌است هنوز ریزش اصلی بورس شروع نشده‌ است.

البته این تنها یک دلیل بود که از روی مشاهدات سال های قبل گفته می شد.

این مثال را به این خاطر زدم که اگر شما ارزش بازارها را در ایران درک کنید و آنها را در مقایسه با هم قرار دهید می توانید به نکات جالبی در مورد تحلیل این بازارها دست پیدا کنید.

 

گاهی فرصت های بی نظیری برای سودسازی، در انتقال نقدینگی از یک بازار به بازار دیگر بدست می‌آید.

در ادامه به معرفی برخی مهارت های ضروری برای ماندن و سود بردن در بازار بورس می پردازیم.

 

مهارت های ضروری برای ورود به حوزه سرمایه گذاری

در این بخش مهارت هایی را بررسی می کنیم  که برای ورود به حوزه سرمایه گذاری لازم دارید.

البته مهار‌های این حوزه خیلی زیاد هستند ولی برای شروع با چند مورد از آنها آشنا می شویم.

فارغ از اینکه شما در چه بازاری سرمایه گذاری می کنید به صرف اینکه حوزه ای که وارد شده اید حوزه سرمایه گذاری است پس یک سری مهارت های مشترک بین اینها وجود دارد که باید با آنها آشنا باشید و سعی کنید به تدریج آنها را در خودتان ایجاد کنید.

 

مهارت نگاه ترکیبی 

با یک مثال شروع می کنیم:

فرض کنید در ایران قیمت نفت به شدت کاهش پیدا کند، در این صورت قیمت دلار چه تغییری می کند؟

به این سوال فکر کنید و پاسخ دهید.

پاسخ شما می تواند شامل این ها باشد: قیمت دلار افزایش پیدا می کند، قیمت دلار کاهش پیدا می کند، قیمت دلار تغییری نمی کند و یک سری پاسخ های دیگر.

پاسخ شما چی بود؟

دلیل شما برای این پاسخ چی بود؟

دقت کنید تحلیل یعنی این.

یعنی اینکه شما بتوانید برای پاسخی که می دهید دلیل بیاورید و گرنه همین جوری هرکسی می تواند پاسخی به این پرسش بدهد.

منتها پاسخی، تحلیل محسوب می شود که همراه با دلیل باشد.

پس بعنوان اولین نکته کاربردی در بحث تحلیل این را بدانید که هر پاسخی و هر حرفی از جانب شما در بازارهای سرمایه گذاری مبنی بر خرید، فروش، نگهداری، افزایش قیمت، کاهش قیمت و هر چیزی شبیه اینها باید همراه با دلیل باشد.

اما یک نکته بسیار مهم تر که مربوط به اولین مهارت در این حوزه می شود این است که برای پاسخی که می دهید و می خواهید براساس آن نتیجه گیری کنید صرفا به یک دلیل قانع نباشید و اکتفا نکنید.

 

این خیلی مهم است که شما از زوایای مختلف به یک موضوع نگاه کنید و در نهایت برایند همه این نگاه ها را روی هم رفته حساب کنید.

این نوع نگاه چند جانبه و چند زاویه ای باعث می شود که دچار مطلق گرایی و دید صفر و یک نشوید.

مثلا بگویید قیمت صددرصد بالا می رود یا بگویید قیمت صددرصد پایین می‌آید.

خیر از این خبرها در بازار سرمایه نیست و هیچ نظر قطعی هیچ وقت نمی تواند وجود داشته باشد.

در مورد همین مثال بالا بیایید از چندین جنبه موضوع را بررسی کنیم:

یک نفر ممکن است پاسخ دهد که با کاهش قیمت نفت، قیمت دلار در بازار افزایش  پیدا می کند .

حالا دلیل: ممکن است بگویید چون در ایران دولت در نقش فروشنده دلار است و با کاهش قیمت نفت  دلارهای حاصل از فروش نفت کاهش پیدا خواهد کرد.

چون یکی از اصلی ترین منابع عرضه دلار، فروش نفت است پس عرضه‌ دلار در بازار کاهش خواهد یافت و کاهش عرضه منجر به افزایش قیمت می شود.

این تحلیل‌ها کاملا درست است اما فقط از یک جنبه،و برای اینکه بتوانید تحلیل درست‌تری از کاهش یا افزایش قیمت دلار داشته‌باشیم باید از زوایای دیگر هم به این مساله نگاه کنیم.

حالا چند زاویه دیگر را در ادامه با هم بررسی می کنیم.

یک زاویه دیگر: با کاهش قیمت نفت، دولت یکی از مهم ترین منابع درآمدی اش را از دست می‌دهد بنابراین دولت دچار کسری بودجه می شود کسری بودجه دولت، به مرور و بعد از چند ماه روی جیب خانوارها تاثیر منفی می گذارد یعنی قدرت خرید خانواده ها کاهش می‌یابد.

 

پس طرف تقاضا ضعیف می شود حالا این وسط اگر دلاری هم موجود باشد چون خانواده ها پول کمتری نسبت به قبل دارند قدرت خریدشان پایین می‌آید و این می تواند اثر کاهش عرضه دلار را تا حدی تعدیل می کند پس قیمت دلار را کمی کاهشی می کند.

 

یک زاویه دیگر: بانک مرکزی ایران نقش نظارتی برعرضه و تقاضای دلار دارد و می‌توند با یکسری مصوبات در جهت کاهش گردش پول، طرف تقاضا را به شدت ضعیف کند و این هم بار افزایشی کاهش عرضه را تعدیل تر می کند.

و چندین دلیل دیگر مثل انتظارات تورمی جامعه، روابط ایران با کشورهای همسایه، سیاست کلی دولت در رابطه با ارزش پول ملی و … .

ملاحظه می کنید یک افزایش یا کاهش قیمت دلار می تواند از جنبه های بسیاری مورد ارزیابی قرار گیرد.

بنابراین بعنوان یک مهارت یاد بگیرید که از این پس تنها به یک عامل بسنده نکنید و صرفا با یک دلیل اقدام به خرید یا فروش در بازار نکنید بلکه از چندین جنبه موضوع را بررسی کنید و برایند آنها را مبنای تصمیم گیری تان قرار دهید.

 

دید جزئی نگرانه و کلی نگرانه در بازار به صورت همزمان

دید جزئی نگر یعنی اینکه در موضوعی که مشغول سرمایه گذاری هستید صرفا به جزئیات کار توجه کنید و برنامه‌ریزی هایتان را براساس همان جزئیات تنظیم کنید.

دید کلی نگر یعنی اینکه از بالا مساله را نگاه کنیم و روابط بین موضوعات مختلف را بدست آورید و کاری به جزئیات موضوع نداشته باشید.

اگر صرفا دید جزئی نگر داشته باشید و مثلا غرق بازار بورس شوید و بازارهای دیگر را نبینید می توانید ثروتمند شوید و پول خوبی بدست آورید.

اما همان طور که قبلا توضیح دادیم در بازار دوره های رونق و رکود وجود دارد و شما که در دوران رونق با دید جزئی نگرانه خود موفق شده اید ثروت خوبی بدست بیاورید نمی توانید رکود پیش روی بازار را به موقع تشخیص دهید.

بنابراین با شروع رکود در بازار، بخش زیادی از ثروت خودتان را از دست می دهید.

پس قضیه به این شکل در آمد که افراد جزئی نگر در بازار می توانند ثروتمند شوند اما متاسفانه نمی توانند ثروت خود را نگه‌دارند و در برهه هایی از زمان آن را از دست می دهند.

کمی به اطرافیان و آشناهای خود یا حتی خودتان فکر کنید کسانی وجود دارند که ثروت های خوبی بدست‌ می‌ آورند اما هر از چندگاهی بخش اعظم آن را از دست می دهند.

 

حالا دید کلی نگر: کسانی که دید کلی نگر دارند چون همیشه از بالا به موضوع نگاه می کنند و هیچگاه به صورت جدی درگیر موضوع نمی شوند نمی توانند ثروتمند شوند.

این افراد فقط بلدند از دور بایستند و تحلیل کنند که مثلا الان بازار بورس در حال رشد است سال آینده نقدینگی به بازار مسکن وارد می شود و از این جور حرف ها.

اما خودشان هرگز نمی توانند در این بازارها پولی بدست بیاورند.

این افراد در نگهداری پول مهارت دارند و  اگر به هر طریقی پولی بدست آورده اند می توانند آن را حفظ کنند.

اما چاره چیست در بازار سرمایه گذاری کدام یک از این دیدها به درد می‌خورد؟

اگر می خواهید در بازارهای سرمایه گذاری نظیر بورس موفق باشید باید هم دید جزئی نگر داشته باشید یعنی اینکه کامل در بازار هضم شوید و هم اینکه دید کلی نگر داشته باشید و بازارهای موازی بازار بورس را درک کنید و جریان نقدینگی موجود در کشور را رصد کنید و بدانید به کدام بازار وارد می شود و از کدام بازار خارج می شود.

 

یک حقیقت

اگر می خواهید در بازار بمانید و خیلی سریع از آن خارج نشوید باید یک حقیقت مسلم را در ذهن خود از همان ابتدای کار بپذیرید.

این حقیقت این است:

باور داشته باشید که بازارهای سرمایه گذاری هم سود دارند هم زیان.

 

حتما با خود گفته‌اید چه حقیقت عجیب و غریبی، خب این را که از همان اول کار هم می دانستیم.

اما طبیعت بازارهای سرمایه گذاری به گونه ای است که افراد صرفا به خاطر سود وارد آن می شوند و اصلا حاضر نیستند زیان این بازار را بپذیرند.

 

می دانید منظورم از پذیرفتن زیان در بازار چیست؟

فرض کنید به مقدار یک صد میلیون تومان در یک سهم بازار بورس سرمایه گذاری کرده‌اید.

حالا بعد از چند روز قیمت سهمی که روی آن سرمایه گذاری کرده‌اید کاهش می‌یابد و پول شما به ۹۵ میلیون تومان می رسد.

در اینحالت با خود چه فکری می کنید؟

معمولا اغلب افراد که استراتژی مشخصی برای معاملات خود ندارند با خود می گویند کمی دیگر صبر می کنم حتما قیمت دوباره افزایش می‌یابد و به همین ترتیب  روزهای بعد و بعدتر قیمت همچنان کاهش خواهد یافت و مثلا به ۷۰ میلیون تومان می رسد.

معمولا افراد در این موقعیت علیه بازار جبهه می‌گیرند و دیگر حاضر نمی شوند سهم خود را بفروشند.

 

و این یعنی این افراد حاضر نیستند بپذیرند که در این بازارها زیان وجود دارد و گرنه با یک ضرر کم در همان ابتدای کار از بازار خارج می شوند.

 

از زیان‌کردن در بازار نترسید چون زیان‌کردن جزء ذات بازار است اما از قبول نکردن زیان در بازار به شدت بپرهیزید و مراقب باشید که دچار این وضعیت نشوید.

 

باتلاق ضرر

اگر شما یک صد میلیون تومان در بازار سرمایه گذاری کرده باشید و در اثر یک زیان ۵ میلیون تومانی، میزان سرمایه شما به ۹۵ میلیون تومان برسد، در این صورت برای جبران این زیان ۵ درصدی کافی است چیزی حدود ۵ درصد سود کنید تا دوباره سرمایه شما به مبلغ اولیه یک صد میلیون تومان برسد.

اما اگر یک دفعه دچار زیان ۵۰ میلیون تومانی شوید چه اتفاقی می افتد؟

در این حالت میزان سرمایه اولیه شما به رقم ۵۰ میلیون تومان می رسد و معادل ۵۰ درصد در بازار ضرر کرده‌اید.

حال شما بگویید برای جبران این ضرر با سرمایه ای که اکنون برایتان باقی مانده است باید چند درصد سود کنید تا سرمایه تان به همان مقدار اولیه یک صد میلیون تومان برسد؟

بله درست حدس زدید در این حالت برای جبران زیان ۵۰ درصدی شما باید در بازار به اندازه صد در صد سود کنید تا زیان تان جبران شود.

به این موضوع باتلاق ضرر می گویند.

 

باتلاق ضرر

 

یعنی این طور نیست که زیان ۵۰ درصدی با سود ۵۰ درصدی جبران شود بلکه این زیان با سود صد در صدی جبران می شود و طبیعی است که برای ضررهای بیشتر باید سودهای بسیار بیشتری داشته باشید.

پس پذیرفتن زیان در بازار و سریع خارج‌شدن از آن می تواند شما را از افتادن در باتلاق ضرر نجات دهد.

 

 

ادامه دارد… .

مطالعه بیشتر

به این مطلب امتیاز بدید

امتیاز 5.00 ( 1 رای )

اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی